در مفردات راغب (ماده اله) برای ریشه کلمه الله چهار قول ذکر شده است:
- از «اله» گرفته شده به معنی معبود. چون خدا معبود است.
- از «أله» گرفته شده است به معنی تحیر؛ چون خلق در ذات خدا دچار تحیر می شوند.
- از «ولاه» گرفته شده به معنی شیدایی؛ چون مخلوقات شیدا و مجذوب الله می شوند
- از «لاه» گرفته شده به معنی پوشیده؛ چون چشمان خلق او را نمی بیند
البته ذکر اقوال مختلف، رسم معمول راغب است و بلکه رسم بسیاری علمای لغت. در اینجا غالباً خواننده در احتمالات مختلف درمانده می شود. اما در نزد اهل بیت که به سرچشمه علم و حکمت متصل هستند سرگردانی معنا ندارد. آنها با گفتن ذکر الله آرامش می یبابند نه اینکه با سرگردانی در احتمالات دچار دغدغه های ذهنی شوند. در نزد اهل بیت معنای الله در قول دوم به طور مکرر تبیین شده است و بلکه برخی اقوال دیگر از قول دوم نتیجه گرفته شده اند و اینجاست که شاید بتوان گفت لغت شناس بین معنای لغت و نتیجه معنای لغت خلط کرده است.
- ۷ نظر
- ۵۶۱ نمایش
یکی از آیاتی که نظریه دکتر ابوالقاسم فنایی مبنی بر تقدم اخلاق بر دین را به چالش می کشد ماجرای ذبح اسماعیل است و در سالهای اخیر این موضوع ذهن او و مخاطبانش را به خود جلب کرده است.
اصل این کتاب به زبان عربی نگاشته شده و جزو آن دسته آثار آیت الله جوادی آملی است که دارای تبویب مناسب و سیر هدفمند است و در مقایسه با کتاب مشابه خود (وحی و نبوت در قرآن) سیر مناسب تری دارد. مطالب در صلهها و حلقههای مرتبط به هم تنظیم شده است. عبارت صله که در ترجمه فارسی «مرحله» نامیده شده است نشان گر یک ویژگی مهم کتاب است که استاد میفرمایند: در کتابهای عرفانی چون رویکرد مباحث، سلوکی و به صورت سیر الی الله است، برای پیوند مباحث نسبت به یکدیگر از کلمه (فصل) استفاده نمیکنند، بلکه بیشتر از کلمه (وصل) استفاده میشود و چون این کتاب نیز با رویکرد قرآنی و عرفانی تنظیم شده، از واژه (صله) که از (وصل) گرفته شده بهره برده شد. در ترجمه نیز مناسب دیده شد کلمه (مرحله) به جای کلمه (صله) به کار برده شود؛ زیرا رحلت و سیر پیوندی نزدیک به هم دارند
روزی پیامبر قطعه چوب برداشت و یکی را مقابل خود در زمین فرو برد و دیگری را کنار آن و سومی را دورتر قرار داد و آنگاه فرمود: این انسان است و این اجل و آن دیگری آرزوست که آدمی پیگیرش می شود اما اجل زودتر از آرزو فرامی رسد.
یکی از نزدیکترین وسایل بازی به خانه ما فضای سبز مجاور آرامستان کرمانشاه است؛ یک طرف آن غسالخانه است و طرف دیگر ساختمان گنجینه شهدا؛ کمی آن طرف تر هم مزار شهدا قرار دارد.
آیا علمای اهل معقولات با مردم ارتباط فکری نداشته اند؟ برخی علما علی رغم زبان فنی و بیان ثقیل گاهی آثاری با استقبال قابل توجه از خود به یادگار گذاشته اند و نشان داده اند که اگر بخواهند و بشود می توانند نزول کنند و با مردم رودرو شوند.
مشتقات صلح و صلاح در دو معنای شاخص به کار می روند: یکی در معنای عدم فساد در عالم؛ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ (شعراء/152، نمل/48) و دیگری مقابل جنگ. به نظر میرسد معنای اول اعم از دومی باشد. اگر ریشه کلمه را به معنای اعم خود ذیل هماهنگی و وحدت و پیوستگی ببریم آن وقت صلح و نجنگیدن مستلزم پذیرش هماهنگی و وحدت است. امروزه بهویژه در تلقی مدرن بیشتر صلح، ذیل اندیشهی«عدم خشونت» معنا میشود. اما در نگرشی عام میتوان صلح را بهصورت گسترده و به وسعت زمین تفسیر نمود و به جای نگاه روانشناسانه و جامعهشناسانه، مواجههای هستیشناسانه را در پیش گرفت.
اساتید محترم ، جوادی آملی و مصباح یزدی، از نظر عقلی نتوانسته اند وجود حقیقی جامعه را بپذیرند و دلالت آیات بر این مسئله ، آنچنانکه علامه طباطبایی و شهید مطهری بیان کرده اند، را نپذیرفته یا یقینی نمی دانند. ریشه این اختلاف نظر شاید در این مسئله باشد که هنوز ماهیت جامعه به خوبی تحلیل نشده است. شاید تفصیل و بسط نوع نگاه ملاصدرا به هویت انسانی – که استاد جوادی آملی اجمالا مطرح کرده است- بتواند پایه گذار نظریه تازه ای باشد...
با استنطاق از متن دین می توان رویکردی کارآ و معطوف به نتیجه را که حاصل همان تأملات نظری است به مخاطبین و منتقدین معرفی و تبیین نمود. این رویکرد کشاورزی در مقابل مهندسی است.