شیخ طوسی در مصباح المتهجد و سلاح المتعبد (ج1 ؛ ص109) دعایی را جهت تعقیب نماز عشا نقل کرده است که بسیار خواندنی و حکمت آمیز است. این دعا از امام صادق منقول است (فلاح السائل و نجاح المسائل/ ص257) و شیخ عباس قمی هم آن را در مفاتیح الجنان آورده است:
اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَیْسَ لِی عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقِی وَ أَنَا (انما) أَطْلُبُهُ بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِی فَأَجُولُ فِی طَلَبِهِ الْبُلْدَانَ فَأَنَا فِیمَا أَنَا طَالِبٌ کَالْحَیْرَانِ لَا أَدْرِی أَ فِی سَهْلٍ هُوَ أَمْ فِی جَبَلٍ أَمْ فِی أَرْضٍ أَمْ فِی سَمَاءٍ أَمْ فِی بر أو فی بَحْرٍ وَ عَلَى یَدَیْ مَنْ وَ مِنْ قِبَلِ مَنْ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَکَ وَ أَسْبَابَهُ بِیَدِکَ وَ أَنْتَ الَّذِی تَقْسِمُهُ بِلُطْفِکَ وَ تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِکَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ یَا رَبِّ رِزْقَکَ لِی وَاسِعاً وَ مَطْلَبَهُ سَهْلًا وَ مَأْخَذَهُ قَرِیباً وَ لَا تُعَنِّنِی بِطَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی فِیهِ رِزْقاً فَإِنَّکَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی وَ أَنَا فَقِیرٌ إِلَى رَحْمَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ جُدْ عَلَى عَبْدِکَ بِفَضْلِکَ إِنَّکَ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ[1]
در مورد رزق چند حقیقت مهم وجوددارد :
1.موضع رزق معلوم نیست. بنده حالت حیرانی دارد و نمی داند رزقش از کجا می رسد. اساساً رزق از جنس رازهای روزگار است. رازی که آمدن ها و نیامدن هایش زندگی را متلاطم می کند و عبد را به حیرت می کشاند.
2. رزق از هر جایی ممکن است برسد و مواضع رزق بسیار متنوعند: کوه یا دشت، خشکی یا دریا، آسمان یا زمین، ممکن است در دست هر کسی باشد یا از از جانب هر کسی بیاید. به عبارت دیگر رزق از آنجا که فکرش را نمی کنیم (من حیث لا یحتسب) فرا می رسد.
3. تقسیم رزق بر اساس لطف و رحمت است و بنده بر این اساس باید بخواهد تا بگیرد. وسعت، آسانی و نزدیکی همه بر اساس رحمت او و دعای ما شدنی هستند. در وضع «حیرت» چشم بنده باید به فضل او باشد و بداند و بگوید که «تو صاحب فضل عظیم هستی».
4. بر اساس لطف و رحمت الهی، رنج طلب روزی در غیر تقدیر معنی ندارد. رنج کشیدن برای تقدیری که انسان را می طلبد بی معنی است. طلب باید بر اساس تقدیر باشد نه خطورات ذهنی و نقشه کشیدن برای کسب درآمد. ما باید عمل خود را برای رزقی که ما را می طلبد تنظیم کنیم نه رزقی که ما (با ذهنیات خود) می طلبیم.
5.در شرایط رزق مقدر است که رنج روزی از میان می رود و طلب آسان شده و گرفتنش هم نزدیک است. رزق از این جهت آسان می شود که بنده دیگر گرفتار خطورات ذهنی که از نظر روانی نیرو و توان انسان را می گیرد نمی شود و از این جهت «نزدیک» است که مقدر است یعنی عبد هم اگر نخواهد راهی برای رسیدن به آن طی کند ، رزق مقدر راه خود را به سمت عبد طی کرده است.
در مورد رزق حقایق مهم دیگری وجود دارد که از روایات و ادعیه دیگر به دست می آید. اما فعلاً نماز عشای خود را با این دعا تثبیت و مترنم کنیم تا بعد!
[1] خدایا من به جایگاه رزقم آگاه نیستم و آنها را با خطورات ذهنی که منجربه تلاش برای طلب روزی در شهرها می شود می خواهم. من در این وضع طلب، همانند حیرانی هستم که نمی دانم که آن (روزی) کجاست؟ در دشت است یا در کوه؟ در زمین است یا در آسمان؟ در خشکی است یا در دریا؟ در دست کیست و از جانب چه کسی می آید؟ و تو کسی هستی که آن را با لطفت تقسیم می کنی و با رحمتت مسبب می شوی. خدایا پس بر محمد و آلش درود فرست و ای پروردگارم روزی ات برای من را واسع قرار بده و طلبیدن آن را آسان نما و گرفتنش را نزدیک کن و من را به خاطر طلب آنچه تقدیر من نیست به رنج نینداز که تو از عذاب من غنی هستی و من به رحمت تو فقیرم. پس بر محمد و آلش درود فرست و بر بنده ات با فضل ببخش که تو صاحب فضل عظیم هستی.
- ۱۵۷۵ نمایش
حتما به سایت ما هم سر بزن منتظرتمااااااااااااااا