چکیده مقاله «جنس مؤنث در قرآن و حدیث»؛ ارائه شده در سمینار «ریحانه ی آفرینش»
مذکر و مؤنث از نظر اصل «عمل» و نتایجی که از اعمال نصیب انسان ها می شود هیچ تفاوتی ندارند اما از نظر قرآن بین دختر و پسر تفاوت است. غالب مباحث مربوط به زن و دختر، به نقش مهم جنس مؤنث در خانواده اشاره دارد. آنچه که بیشتر در این مقاله مدنظر است استنطاق جایگاه سیاسی اجتماعی زن با لحاظ نمودن شرایط طبیعی و خلقی اوست. قاعده کلی در مورد جنس مؤنث و مذکر را می توان در یک تعبیر مشهور بیان کرد: «دختر رحمت است و پسر نعمت». دختر ضعیف است و خداوند به انسان ضعیف رحم می آورد اما پسر قوی است و خداوند به جای رحم بر قوی، از نعمتی که بر او داده شده سوال می کند. پرسش اصلی این است که با وجود تأکید بر ضعیف بودن، «عمل» مؤثر و مأجور توسط جنس مؤنث چه معنایی دارد؟ باید بتوان با استفاده از قرآن و نگرش قرآنی به زن «عمل زنانه» را هم مطابق آن تعریف نمود. برای پاسخ به این پرسش ماجرای پادشاهی ملکه سبا و نقش مهم چهار زن در نبوت موسی (ع) تحلیل می شوند.
مقاله «جنس مؤنث در قرآن و حدیث»: دریافت
- ۱ نظر
- ۶۲۷ نمایش
#روزه_خواری در ماه رمضان خیلی به چشم می آید. چون روزه عملی است که ماهیتی سلبی دارد نه ایجابی. از این جهت حسن این ویژگی روزه این است که ریا در آن نیست و از شدت اخلاص آن خداوند گفته «روزه مال من است و خودم جزای آن هستم». ولی روزه داران هرچقدر زیاد باشند با کمترین روزه خواری فراموش می شوند و به عبارتی آنها در این جنگ رسانه ای به شدت مظلوم هستند! شاید اینجاست که غیرت الهی به کمک مؤمن می آید و روزه خوار را به شدت تعزیر می کند.
شهادت معنایی وسیع تر از کشته شدن در میدان جنگ دارد. می گویند مظلوم شهید است و نیز هر کس در راه مالش مورد تعدی واقع شود و بجنگد و کشته شود. می گویند مؤمن اگر در مریضی بمیرد شهید مرده است. مصائب لطف الهی هستند و کسی که دچارآنها شود و در آن حین بمیرد شهید است: فقر، خشوع، گرسنگی، تشنگی روز، بیداری شب و... حتی روایاتی هستند که (البته بیشتر از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در کتب اهل سنت آمده اند) مرگ بر اثر طاعون، سوختگی ، غرق شدن و غریب ماندن را هم شهادت می دانند.
کتاب تقلید از خدا متن خوانی و تفسیر فتوحات مکیه (مجموعه نخست: فی معرفه مقام ربه) توسط دکتر نصر اله حکمت است. او در استنطاق مباحث ناخوانده و کمتر خوانده شده از سنت فلسفی عرفانی ما آثار خواندنی و ویژه ای را منتشر کرده است. کار حکمت در این متن خوانی و تفسیر این بوده است که یکی از ابواب فتوحات را که حاوی بحث درباره «معرفت شناسی عرفانی» است را انتخاب کرده و بعد بخش عربی و ترجمه فارسی آن را آورده و بعد از آن به تفسیر این ابواب پرداخته است. نویسنده یادآور می شود که شیوه تفسیرش برگرفته از خود کتاب فتوحات است و می گوید: موضوع بحث ما، نظریه "تقلید از خدا" در معرفت شناسی عرفانی ابن عربی است و مدعی است نظریه تقلید از خدا از زمان طرح و بررسی توسط این عربی مورد بحث و نقد و تأمل قرار نگرفته است
اتفاقی در آرشیو به این یادداشت برخوردم که یک دهه پیش در طلیعه یک نشریه دانشجویی با عنوان «پرگار» نوشتم ولی هرگز منتشر نشد! به نظرم پرگار با توضیحی که نوشتم نام مناسبی برای کار رسانه ای است. فقط حیف که الان دیگه به نام بی بی سی ثبت شده ...!
روایت مهمی از پیامبر (ص) هست در اصول کافی (کتاب فضل قرآن) که می فرمایند: به من سوره های دراز داده شده به جای تورات، سوره های صدآیه ای داده شد به جای انجیل، سوره های همانند (مثانی) داده شدبه جای زبور، سوره های مفصل (یعنی آیه کوتاه )که شصت وهشت سوره است به من عطا شده واین قرآن مراقب وشاهداست برکتب دیگر وتورات ازآن موسی است وانجیل از آن عیسی وزبور از آن داود.
مقاله نظریه «وحدت متعالی دین» برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد اینجانب تحت عنوان «وحدت یا کثرت ادیان در قرآن» است که تحت راهنمایی دکتر حسینعلی ترکمانی و مشاوره دکتر محمدرضا فریدونی در گروه الهیات دانشگاه بوعلی سینا به سرانجام رسید و مقاله متخذ از آن در ششمین همایش بین المللی ادیان توحیدی برگزیده و در شماره 13 مجله علمی پژوهشی الهیات تطبیقی منتشر شد.
یکی از آیاتی که مستمسک توجیه وجود عقل انتقادی در دین قرار گرفته است آیه 17 و 18 سوره زمر است: فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه
در دیدگاه امامیه نظر غالب بر معصوم بودن پیامبران و ائمه بر هر گونه خطا و سهو و نسیان دلالت دارد اما ذکر بسیاری لغزش ها در قصص قرآنی و نقل های تاریخی، برخی را بر آن واداشته که نسبت به اطلاق چنین حکمی تجدید نظر کنند. به عنوان مثال، نظر علامه طباطبایی(ره) در رابطه با عصمت پیامبران(ع) از خطا و نسیان در امور خارج از شریعت، با نظر مشهور متکلمان شیعی همخوانی ندارد. ایشان عصمت از خطا و نسیان (در امور غیر مرتبط با حکم خدا) را امری خارج از ادلة عصمت میشمارد و معتقد است ادلة عصمت این امور را اثبات نمیکند و در موارد گوناگون نهتنها از امکان خطا بلکه وقوع آن در غیر پیامبر اکرم(ﺺ) خبر داده است؛ بنابراین برهانی نیز بر آن اقامه نکرده است. برخی بیان کرده اند که ادلة عقلی و نقلی و شواهد تاریخی، ناتمام بودن نظر علامه را آشکار میکند