تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

در مورد علت واقع شدن کربلا ۴ نظر را می توان یافت:

  • رضا کریمی

اتفاق مهمی که در بحث نرمش قهرمانانه توسط رهبر انقلاب مطرح شد اشاره به آیه 16ام سوره انفال بود که به نظرم می تواند به عنوان معیار نرمش در میدان مبارزه مورد استناد قرار گیرد:  مَن یُوَلِّهِم یَومَئِذٍ دُبُرَهُ اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَیِّزاً اِلى فِئَةٍ فَقَد بآءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله...

 شایسته است در مورد این آیه فراوان پژوهش کرد و تحلیل مبسوطی ارائه نمود. مطابق این آیه در زمان نزدیک شدن کفار کسی نمی تواند به دشمن پشت کند مگر دردو صورت، اول: برای کنارکشیدن به منظور جنگیدن و دوم پیوستن به گروهی دیگر. در غیراین دو صورت پشت کننده به دشمن متحمل غضب الهی می شود.

به نظرم تدبر در این دو استثناء می تواند مفهوم نرمش در برابر دشمن را تبیین کند. در یک حالت تدبیرجنگی به کار می رود و مبارز به مواضع دیگر منحرف می شود تا بجنگد. در این حالت انحراف برای جنگ است و ما در اینجا نمی جنگیم تا بتوانیم در جای دیگر بجنگیم. تدابیر و انچه که این روزها دیپلماسی نامیده می شود را باید با واژه قرآنی «تحرّف» تبیین کرد.  در حالت دیگر پشت کردن به دشمن، برای جنگیدن گروهی است؛ یعنی: من نمی جنگم تا ما بجنگیم. می بینیم که هر دو استثنا نهایتاً روش هایی برای جنگیدن هستند و در ظاهر فرار محسوب می شوند.

فقط پیامبر مکلف بود که حتی در تنهایی بجنگد: فَقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَک(نساء/84) ولی امامان ما وقتی گروه همراه نمی یافتند دست از مبارزه می کشیدند و برای توجیه این نجنگیدن به همین آیه استناد شده است[1]. در دوران تنهایی باید صلح کرد ، چنانچه که امام حسن علیه السلام اینگونه بود. اولین بار هم اصطلاح نرمش قهرمانانه ذیل کتاب صلح امام حسن علیه السلام به کار رفت. اما اکنون نیاز هست تا این واژه دقیقاً تبیین شود.

در کلام رهبری نرمش قهرمانانه به معناى مانور هنرمندانه براى دست یافتن به مقصود است؛ به معناى این است که سالک راه خدا - در هر نوع سلوکى - به سمت آرمانهاى گوناگون و متنوّع اسلامى که حرکت میکند، به هر شکلى و به هر نحوى هست، باید از شیوه‌هاى متنوّع استفاده کند. البته همانطور که ایشان از قرآن سخن می گویند این روشها – اگر ظاهری عقب نشینانه داشته باشد- باید در صورتهای مورد اشاره قرار گیرند. در غیراینصورت مصداق نرمش ذلیلانه هستند و مستوجب غضب الهی.



[1]    البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص: 662

  • رضا کریمی

مجله سروش (شماره1580) با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در مورد برنامه معرفت که جمعه ها از شبکه4سیما پخش می شود مصاحبه کرده است. دینانی گفته که تا لحظه نشستن بر روی صندلی از موضوع برنامه خبر ندارم! روش تدریس او در کلاسهای درسی دانشگاه هم همین بداهه گویی است. البته این روش نشان از فقدان روحیه پژوهشی استاد دارد که حتی در دانشگاه هم احساس می شود. پژوهشی بودن آفاتی دارد و بداهه گویی آفاتی دیگر. دینانی در مصاحبه صریحاً اعتراف کرده که نگران است مبادا مباحثش تکراری باشد! برای همین (به جای تلاش برای رفع مشکل مثلاً از طریق یادداشت برداری) از بینندگان عذرخواهی می کند و همچنان به روشش در تلویزیون ادامه می دهد! مزیت بداهه گویی این است که موجب بیان و انتقال مطالب به صرافت طبع شده واز این رهگذر از دستکاری های ذهن بشری پرهیز می شود و به قول معروف آنچه از دل برآید بر دل نشیند! ظاهراً این بداهه گویی موثر بوده و برنامه ساده و گیرایی را به وجود آورده که وارد هشتمین سال پخش شده است . به نظرم این دوام پخش در سیمای جمهوری اسلامی نشان موفقیت یک برنامه است. علاوه بر این ویژگی باید بگویم تفاوت مهم دینانی با اساتید برجسته فلسفه در ایران این است که ساده و با نشاط صحبت می کند و از همه آنها برای گسترش اندیشه فلسفی مستعد تر است. جالب است که - بنابه خاطره دینانی از گفتگو  با یکی از بینندگان- فهمیدم یک نفر هم بر اثر مباحث معنوی فلسفی برنامه نمازخوان شده است!

  • رضا کریمی

لرزان و لغزان چون ژله

اسماعیل شفیعی سروستانی در مقدمه این کتاب 247 صفحه‌ای که توسط انتشارات موعود عصر منتشر شده است، چنین می‌نویسد: «از دور و نزدیک سخنان پر گلایه درباره سبک زندگی و ضرورت اصلاح سبک رایج به گوش می‌رسد بی‌آنکه سخن و اشاره‌ای درباره منشأ این همه تغییر و تلون، آشفتگی، پراکندگی و سرگشتگی انسان معاصر در میان عواملم به میان آمده باشد.»

مهمترین بخش کتاب لرزان و لغزان چون ژله در بخشی از کتاب با همین عنوان از صفحه161 تا218 است که به سبک زندگی- Life style- می پردازد. این کتاب درآمدی بر سبک زندگی است و به عبارتی مقدمه لازم سبک زندگی را بررسی می کند نه همه آن را.  و مواردی که مستقیماً بحث سبک زندگی مطرح می شود مربوط به بعدمنفی آن است چنانچه که براساس کتاب مهم «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن» سبک زندگی یهودیانه مورد بحث قرار می گیرد.

اساساً نویسنده معتقد است که عجله برای نسخه پیچیدن برای سبک زندگی از عوارض زندگی ژله ای مدرن است! فصول متعدد کتاب در ظاهر ذیل بحث «درآمدی بر سبک زندگی ما» نمی گنجند. و گرچه شفیعی سروستانی طی گفت و گویی شفاهی اصرار بر پیوستگی مطالب دارد اما به هر حال جای توضیح و درج مقدمه بسیاری خالی می نماید و همچنان سبک نگارش کتاب ژله ای است!

دیدگاه های خاص نویسنده در باب عالم داشتن انسان(ص33)، مقام شاعری همچون یک معلم (ص40) و اعتقاد به اینکه : سخن شاعران، سایه ای است از سایه پیغمبری( ص44)،  کل نگری و نفی تقلیل گرایی(ص177) و... بر یک مبانی و نگرش های خاص استوار هستند که نویسنده از آنها سخنی به میان نمی آورد. این مسئله سبب می شود بسیاری خوانندگان ناآشنا با مبانی فکری نویسنده ، نسبت به مطالب کتاب مواضع سطحی اتخاذ کنند. در حالی که اگر اشاراتی به افکار مارتین هیدگر و سیداحمد فردید یا آرای مشابه در نزد عارفان مسلمان می شد سوءتفاهم کمتری در درک این مفاهیم به وجود می آمد.

اصطلاحات جدید ، مانند واسپس (ص44)  به جای سپس ، بیان نویسنده را منحصر به فرد کرده است و این سبب می شودکه خواننده ناآشنا در مطالعه اول نتواند با مخاطب ارتباط بگیرد. علاوه بر این، اغلاط تایپی(بلم؟؟؟: ص56، جمله: ص84) و املایی (سبقه:ص165) در کتاب کم نیستند و مشکلات ویراستاری فراوانند: عدم ذکر منابع(ص31) ترجمه غلط حدیث (ص46)، جملات ناگهان و بی ارتباط با قبل (ص60: بند اول   ، ص96: مگر نه اینکه): ، نقل قول اشتباه(ص169: جناب مولوی می گوید...)، اشتباه در نامها (سومبارت ورنر!:ص204).  این مشکلات آنقدر زیادند که می بایست یک بار دیگر ویراست جدیدی از کتاب روانه بازار نشر شود.

با این همه این کتاب سرشار از مطالبی خواندنی است و نو است و ارجاع به کتب و داستان های شاخص: دنیای قشنگ نو (ص64)، نمایشنامه فاستوس ( صفحات 87تا90 )، «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن» (صفحات203تا207)، فیلمهای سینمایی پاپیون(ص220) و ملک سلیمان(ص139) و.. نشان از ذوق و گستردگی اطلاعاتی نویسنده دارد. و مطالعه آن برای خواننده باحوصله! مفید است.

گزارشی از همایش نقد کتاب در کرمانشاه

  • رضا کریمی

شاید تلقی اولیه این باشد که هدایت بر جهاد مقدم است یعنی اول باید بدانیم بعد عمل کنیم اما قرآن می گوید: تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا (سبأ/46) ، اول برای خدا قیام کنید بعد تفکر کنید! قرآن جهاد را مقدم بر هدایت می داند: وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا (عنکبوت/69). البته قرآن عمل کورکورانه را نفی می کند و این آیات به این معنی است که همه چیز از آغاز مشخص نیست و باید ادامه راه را هم با توکل بر خدا و طلب از او کسب کرد. به عبارت دیگر پس از یک هدایت اجمالی (فینا) می بایست ابتدا جهاد کرد و بعد به هدایت تفصیلی رسید.

این نوع تفکر یکی از مبانی نگرشی است که پس از انقلاب اسلامی به تفکرجهادی مشهور شد یعنی کار در شرایط سخت و یافتن راه حل های تعیین نشده؛ عبور از جاده های سنگلاخ و ناآماده؛ حرکت همراه با راه سازی! مردان این عرصه بر شهدای بزرگ خود متکی هستند و نیز لازم است که اهل تضرع و عبودیت باشند که همه اینها در «نوشدارو» بارها نمایش داده می شود.

مجموعه تلویزیونی نوشدارو یکی از شاخصترین آثار سیمای جمهوری اسلامی برای تبیین جهاد و مردان جهادی است که در هر قسمت به یکی از شهدای جهاد سازندگی تقدیم می شود. جهاد سازندگی بیش از همه جا در جنگ متولد شد و در جنگ بود که شعار«ما می توانیم» قوت گرفت. سایه خاطرات عبرت آموز و شیرین جنگ و سیرت و صورت شهدا بر همه جای این سریال حاکم است و گره های کور با مراجعه به خاطرات نابهنگام جنگ است که حل می شود. در این مجموعه تقابل دو نوع نگاه نمایش داده می شود: نگاهی که با روش علمی و مطابق عرف جهان معاصر به دنبال حل مشکلات میهن است و در مقابل نگاهی دیگر که معتقد به تکیه بر توانایی های خودی و شعار «ما می توانیم» و حل مشکلات از خلاف عادت است. این تقابل حتی با مشاجرات لفظی در جلسه با حضور وزیر نفت کاملا و بارها نمایش داده می شود.

«نوشدارو» (که هنوز نمی دانم وجه تسمیه اش چیست) تبلیغ خوبی برای توانایی مدیریتی نسل انقلاب اسلامی است: رزمندگان قدیمی که در همه دستگاهها به هم مرتبط هستند و با هماهنگی کارها را پیش می برند. برای نمایش این مدیران کمتر از ستاره های بازیگری استفاده شده شاید این گمنامی مانند گمنامی مدیریت جهادی برای مردم باشد.

نظام جمهوری اسلامی بیشتر به چنین آثار هنری احتیاج دارد، هم برای مردمش و هم برای مدیرانش. البته روش اجرای تفکر جهادی در عرصه فنی و علمی «مهندسی معکوس» است. سخن بیش از اینهاست و من در اینجا قصد ورود به این مبحث را ندارم. مهم این است که پیروان قرآن هم برای مشاهده تأویل آیات هم به دیدن چنین روایت هایی نیازمندند: وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا.

  • رضا کریمی
حجت الاسلام عباس محسنیبعد از 5ساعت گفت و گو و مباحثه می توانم اینگونه نتیجه بگیرم که حجت الاسلام عباس محسنی «شاگرد شارح» سیدمرتضی آوینی است. در این زمانه بسیاری مدعی همفکری با آن شهید هستند اما برخی اساسا اهل شرح آرای او نیستند و تنها نامش را می برند و برخی  – مانند مرحوم مددپور- که در شرح برخی نظریاتش کتاب نوشتند هم «شاگرد» نیستند و خود را از منظر یک «معرف» یا چیزی شبیه به آن می بینند.

 

  • رضا کریمی
بیست و یکمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در اقدامی برای اولین بار از بازدیدکنندگان خود می‌خواهد تا از بین 60 چهره معروف قرآنی کشورمان، محبوب‌ترین چهره خود را انتخاب کنند.در این نظرسنجی تاکنون حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» در صدر محبوب‌ترین چهره‌های قرآنی قرار دارد.
پس از وی «کریم منصوری» قاری و حافظ بین‌المللی و «شهریار پرهیزگار» حافظ بین‌المللی کشورمان در رده‌های دوم و سوم قرار دارند.همچنین آقایان «علی امینی»، نونهال حافظ کل قرآن کریم، «حامد شاکرنژاد»، قاری بین‌المللی کشورمان، «سیدمحمدحسین طباطبایی» حافظ کل قرآن کریم، «جواد فروغی» مبلغ قرآن کریم و قاری نوجوان دهه 70 کشور، «عباس سلیمی» قاری بین‌المللی، «احمد دباغ» حافظ کل قرآن کریم و «سعید طوسی» قاری بین‌المللی قرآن کریم در حال رقابت با هم هستند و رتبه‌های آنها هر لحظه در حال جابه‌جایی با یکدیگر است.

هر چند رتبه اول از آن یک مفسر است و این جای شکر دارد. اما من شخصا دوست داشتم مفسرین بیشتر از قاریان محبوب باشند ، گویا ذائقه عامه پسند بیشتر ظاهر را می پسندد. .

قبلا نقد مرحوم دولابی بر جلسات قران را نقل کرده ام. اینجا . واقعیت این است که اغلب فعالیتهای قرآنی ظاهرگرایانه هستند.  جای علامه طباطبایی در بالای جدول خالیست! اصلا چرا نویسندگان محبوب ما به عنوان چهره قرآنی به ذهن نمی رسند؟! دور از واقعیت نیست که آرزو کنیم یک سیاستمدار یا هنرمند روزی چهره قرآنی باشد، آیا قرآن دوای همه دردهای ما و تبیانا لکل شیء نیست؟

  • رضا کریمی
چند هفته ای است که با تعدادی از دوستان کتاب معرفت شناسی در قرآن را در کتابخانه گفت و گو می کنیم. این کتاب جلد 13ام تفسیر موضوعی آیت الله جوادی آملی است و شاید مشکل ترین و دیرهضم ترین کتاب این مجموعه باشد اما بازهم من از این کتاب بسیار مطالب دلپذیر آموختم. با مطالعه این کتاب راه شناخت معرفت شناسی قرانی هموارتر می شود ، واژه کلیدی «وجود» در قرآن مستند می شود، معنی خلاف عادتی از خودشناسی ارائه می گردد، برای قواعد فلسفی شاهد قرآنی ذکر می شود، معرفت شناسی با خودشناسی پیوند می خورد و...

  • رضا کریمی

آیت الله جوادی آملی شاگرد منتقد علامه طباطبایی است و خواندن یکی از نقادی های او برای من بسیار شیرین و آموزنده بود.  او در کتاب فطرت در قرآن معتقد است که مراد از آیه اخذ میثاق(وإذ أخذ ربّک من بنی آدم من ظهورهم ذرّیّتهم وأشهدهم علی أنفسهم ألست بربّکم قالوا بلی شهدنا- اعراف/172)  بیان واقعیت خارجی است، نه ‏اینکه تمثیل باشد. به این بیان که خداوند متعالی به لسان عقل و وحی و با زبان انبیا از انسان میثاق گرفته و در واقع موطن وحی و رسالت همان موطن اخذ میثاق است[1]. لذا در باب نظر علامه پیرامون آیه میثاق را که معتقد بود مقصود آیه جنبه ملکوتی انسان‏هاست می گوید: این نظر عمیق گرچه بسیاری از لطایف قرآنی را دربر دارد و خود راهگشای مطالب فراوان دیگری است. لیکن از چند جهت موردتأمّل است[2]و از آنجا که مجال طرح این تاملات[3] در اینجا وجود ندارد به همین اشاره بسنده می کنم و به نکته اصلی می رسم.  جوادی آملی در انتهای نقادی مفصل خود خاطره ای نقل می کند که نشان گر ادب شاگرد در عین نقادی اوست:

«همه یا اکثر این اشکالات در محضر استاد علامه(رضوان‏ الله‏ تعالی ‏علیه) به عرض ایشان رسید ولی ایشان این نقدها را وارد ندانسته و بر همان نظری که تفسیرشان مرقوم فرموده ‏اند اصرار می‏ ورزیدند. حضرت استاد، همراه با اولیای الهی از عالم ملک رهیده و به عالم ملکوت یا بالاتر از آن رسیده‏اند و هر چه که یافتند حق است؛ زیرا حق برایشان روشن شده و ماییم که در تنگنای جهان طبیعت مانده ‏ایم!»[4]

این خاطره همان طور که گفتم نشان ادب در عین نقادی است اما شاید نشانه این واقعیت باشد که هر کس باید در آنچه می داند باشد و بدانیم گاه نزدیکترین افراد هم همچنان با هم مخالف باقی می مانند و در این میان، چه بهتر که گاهی طرف مقابل را بالاتر بدانیم...

 

 

[1] (فطرت در قرآن- صفحه 126)

[2] (همان-صفحه 129)

[3] (همان، صص129-135)

[4] (همان -  صفحه 136)

 

  • رضا کریمی
دوستان اندیشمندم ، مسعود صادقی و محمدامین بهرامی، در رابطه با مطلب «درباره سه یار امام» یادداشتهایی مفید را در وبلاگم درج کردند که ترجیح دادم مستقلا منتشر کنم البته به انضمام توضیحات مختصری!
  • رضا کریمی