تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دوستان اندیشمندم ، مسعود صادقی و محمدامین بهرامی، در رابطه با مطلب «درباره سه یار امام» یادداشتهایی مفید را در وبلاگم درج کردند که ترجیح دادم مستقلا منتشر کنم البته به انضمام توضیحات مختصری!

مسعود صادقی:سلام

یک: برخی از جامعه شناسان عرب همچون علی الوردی در کتاب وعاظ السلاطین می کوشند تا به نوعی پاره هایی تاریک از تاریخ و تاریخ سازان اسلام را واکاوی کنند. یکی از نکته های این کتاب تبیین جامعه شناختی تفاوت های عمار و اباذر غفاری علیها رحمه است. به نظر من این نوع مباحث مفید است. حداقل فایده آن پذیرش تفاوت آدم ها و تاثیر شخصیت آنها بر افکار و اعمالشان و فهم چرایی و چگونگی تمایزات آنها در رتبه و دامنه تاثیر است.

دو:تفاوت انسان ها نباید ما را به درجه بندی ها و ارزشگذاری های شتابزده وادار کند. جامعه هم مالک می خواهد و هم ابوذر و بر ما معلوم نیست که کدام یک بهترند. بشالاخص اینکه برای ما که اکنون قرن ها با آن دوران فاصله داریم الان چه مالک مدیر و حکیم و چه کمیل مخزن الاسرار و چه اباذر مساوات طلب و عدالت جو همه و همه مجموعه ای از کلمات هستند و ما از کلمات باید معنا را طلب کنیم

سه: تسلط نوعی رویکرد پراگماتیستی به تاریخ نباید سبب شود ما یک مدیر لایق را به یک حکیم فرزانه ترجیح دهیم. چنانکه گفتم ما اکنون مخاطبان کلام اینان هستیم و نه رعایا یا شهروندانی که در پی حاکمی بهتر هستیم.

چهار: برخی از ستایش ها و نکوهش های علی(ع) در نهج البلاغه ناظر به مقام ایشان و مناسبات اداری وقت است و نباید آنها را لزوما ناظر به شخصیت علمی یا اخلاقی یا ایمانی افراد بدانیم.

پنج: امام علی(ع) حاکم قطعا مالک ها را بیشتر نیاز دارد و امام سجاد(ع) منزوی اما معترض حتما با کمیل ها ارتباط بیشتری می یابد و امام صادق (ع) معلم و کالج دار به شاگردان باهوش و گیرا(ولو ناموافق با او همچون ابوحنیفه) پیوند افزونتری می یابد.

جمع بندی: ما تاریخ بالاخص تاریخ دین را نباید بشکل گزینشی تفسیر کنیم. نباید دوران خاص یک امام را ملاک قرار داده و بعد مابقی ادوار را بر اساس آن و بر اساس میزان تشابه یا تمایز از آن تحلیل نماییم. ما شیعه یک امامی یا دو امامی نیستیم. دوازده امام داریم که دوران امام آخر به درازای تاریخ باقیمانده است.سخن بسیار است...

محمدامین بهرامی:

مطلب اقای کریمی چندان - و نه اصلا- به معنای ارزشگذاری نبود.به معنای ان است که خوبی لزوما به معنای کارامدی نیست. چه بسا بسیاری هستند که انسانهای شریفی هستند اما بواقع برای برخی کارها ناکارامدند.نمونه اش انتخابات ریاست جمهوری است.
خود امام علی ع هم با میثم ارتباط داشت هم با کمیل و هم با مالک. اما کدامیک بیشتر همراه امام علی شدند؟ نمی توان این را رد کرد که مالک بیشترین یاری را به حضرت داشته است. چون مدیری توانمند بود.البته به این معنا نیست که اهل عرفان و دعا و خلوت نبود. اگر این خصوصیات را نداشت به هیچ وجه حضرت به مردم مصر نمی فرمود من شما را به خود ترجیح دادم که او را به مصر فرستادم( اگر اشتباه نکرده باشم)
اما این را مدنظر قرار بدهیم اما عصر عج از بین سلمان و ابوذر و یا مالک و کمیل و میثم که همگی جزو مفاخر شیعه و اسلام و جهانند بیشتر به کدامیک نیازمند است؟
این به معنای نفی حکمت نیست اما تاریخ شیعه نشان داده مدیران حکیم بیشتر به امام یاری رسانده اند. امام علی ع و هر امام همام دیگری برای اداره زمین نیاز به مدیرانی لایق دارد.
مگر امامی داریم که برای حکومت نیامده باشد؟ همگی برای حکومت امدند و در زمان حکومت کسی چون مالک به کار امد.برای اقامه قسط که هدف همه پیامبران و همه ائمه بوده نیاز به نیرو است و البته نیروی کارامد. یقینا اگر حضرت امیر ع ده مالک می داشت حکومتش گونه دیگری می شد و به هدفش بسیار نزدیکتر می شد در حالی که اگر صدها کمیل و میثم می داشت- در حالی که خود را در حد خاک کف پای انان هم نمی دانم- معلوم نبود در هدفش که اقامه قسط باشد چندان موفقیت بیشتری کسب می کرد.

توضیح من

سلام ، از مطالب مفیدتان ممنونم
مقصود من از نگارش این متن بیان تفاوت های سه یار امام مدنظرم بود و برای همین عنوان آن را «درباره سه یار امام» گذاشتم. برای من دعای کمیل، نامه 53 نهج البلاغه  یا پندهای پیامبر به ابوذر هیچ کدام جای یکدیگر را نمی گیرند.

البته نباید مالک را فقط یک مدیر لایق بدانیم که نشود به او مانند کمیل حکیم فرزانه گفت. عهدنامه مالک اشتر به قدری حکیمانه  و نه فقط سیاستمدارانه است که ما را مجاب می کند به مخاطب اول آن احترام ویژه بگذاریم

  • رضا کریمی

نظرات (۶)

  • گروه فرهنگی شهید دلاور
  • سلام،میدونم درخواست زیادی هست که فقط شما ما رو لینک کنی اما اگه ممکنه ادرس زیر رو با عنوان«گروه فرهنگی شهید دلاور» لینک کن.ما وبلاگ رو فقط برای رضای خدا نوشتیم و در این چند سال فعالیتمون حتی اسم یک نفر از اعضا هم در وبلاگ به احترام شهدا نوشته نشده،شما هم اگه دوست داشتی لینکمون کن، اگه گفتیم فقط شما لینکمون کنی چون میخوایم یادگاری وبلاگ شهدا توی همه وبلاگ ها باشه ولی در عمل ممکن نیست ما همه ی وبلاگ ها رو لینک کنیم.«حلالم کن سرتونو درد اوردم»

    http://delavargroup.blogfa.com

    شادی روح شهدا صلوات
    الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم
    مطلب اقای کریمی چندان - و نه اصلا- به معنای ارزشگذاری نبود.به معنای ان است که خوبی لزوما به معنای کارامدی نیست. چه بسا بسیاری هستند که انسانهای شریفی هستند اما بواقع برای برخی کارها ناکارامدند.نمونه اش انتخابات ریاست جمهوری است.
    خود امام علی ع هم با میثم ارتباط داشت هم با کمیل و هم با مالک. اما کدامیک بیشتر همراه امام علی شدند؟ نمی توان این را رد کرد که مالک بیشترین یاری را به حضرت داشته است. چون مدیری توانمند بود.البته به این معنا نیست که اهل عرفان و دعا و خلوت نبود. اگر این خصوصیات را نداشت به هیچ وجه حضرت به مردم مصر نمی فرمود من شما را به خود ترجیح دادم که او را به مصر فرستادم( اگر اشتباه نکرده باشم)
    اما این را مدنظر قرار بدهیم اما عصر عج از بین سلمان و ابوذر و یا مالک و کمیل و میثم که همگی جزو مفاخر شیعه و اسلام و جهانند بیشتر به کدامیک نیازمند است؟
    این به معنای نفی حکمت نیست اما تاریخ شیعه نشان داده مدیران حکیم بیشتر به امام یاری رسانده اند. امام علی ع و هر امام همام دیگری برای اداره زمین نیاز به مدیرانی لایق دارد.
    مگر امامی داریم که برای حکومت نیامده باشد؟ همگی برای حکومت امدند و در زمان حکومت کسی چون مالک به کار امد.برای اقامه قسط که هدف همه پیامبران و همه ائمه بوده نیاز به نیرو است و البته نیروی کارامد. یقینا اگر حضرت امیر ع ده مالک می داشت حکومتش گونه دیگری می شد و به هدفش بسیار نزدیکتر می شد در حالی که اگر صدها کمیل و میثم می داشت- در حالی که خود را در حد خاک کف پای انان هم نمی دانم- معلوم نبود در هدفش که اقامه قسط باشد چندان موفقیت بیشتری کسب می کرد.
  • علی صفدری
  • مطلب قبلی شما توضیحی اینچنینی را می طلبید.
    و این یک نظر و توضیحی از یک فرد اهل مطالعه است و توضیحات دیگری نیز وجود دارند که انتظار از شما درج توضیحات خودتان و نتیجه گیری روشن از این بحث بود. به هر حال حالا می شود گفت که استفاده کردیم.
    البته حضرت جنابتان از اهالی مدینه موجزیان و مختصرگویانید.
    از دوست اندیشمندتان! هم سپاسگزاریم
    و این جمله ی "برما معلوم نیست که کدام یک بهترند" نیز قابل تامل است.
    موفق باشید یا حق...

    پاسخ:
    پاسخ: در مورد متن قبلی دو دسته آدم نظر دادند عده ای وارد بحث شدند و عده ای نظرشان «خب...؟» بود. شما در دسته دوم جای گرفتید!
  • علی صفدری
  • آنهایی که وارد بحث شده اند از نگاه خودشان متن موجز و بی نتیجه ی شما را شرح داده اند!!
    و جمله ی "خب" ی که بنده نوشتم به دلیل نیاز به تکمیل نمودن بحث از سوی شما بود. و اگر می دانستم ناراحت می شوید به جای خب از شما تقدیر می کردم.
    نتیجه: به هرحال این مطلب با توضیحات دوستان پخته و قابل تامل شد. لذا از شما دوست گرامی بابت این شروع و در انداختن این بحث تشکر می کنم.
    موفق باشید.

    پاسخ:
    پاسخ:
    ناراحت نشدم. دیگران هم اگر متن من را بی نتیجه می دانستند تشکر نمی کردند.
  • مسعود صادقی
  • باسلام مجدد

    یک: همه ائمه برای حکومت (هم) آمده اند اما اولا همه آنها حکومت نکردند و ثانیا تنها وظیفه آنها حکومت نبود و نیست و ثالثا ما نیز اکنون اگرچه باطنا در زمان یک امام بسر می بریم اما ظاهرا در ظل حکومت او نیستیم و بنابراین منطقا ما باید دوران ده ها هزار پیامبر و یازده امام دیگر را بیشتر ملاک عمل و منشا الهام قرار دهیم که یا اصلا حکومت نکردند و شهید شدند و یا حکومت را از کفشان ستاندند و بعدها شهیدشان کردند و یا در آینده تاریخ حکومت خواهند کرد.

    دو : به باور حقیر, ریشه بخشی از این سیاست زدگی ها و ساده سازی ها(چنانکه در جایی نیز نگاشته ام:), "غیبت ناشناسی" است. منابر و مراجع و مبلغان و حتی مدیران یا از دوران ظهور می گویند و یا از آخرالزمان و یا نهایتا از انتظار. اما در کنار اینها و حتی هم عنان این ها از غیبت هم باید سخن گفت.

    سه: انتظار, مهم ترین فعل مومنانه در عصر غیبت و مقتضای آن است. اگر مقصد انتظار, ظهور است, مبدا و مجرای آن هم دوران غیبت است. انتظار با ظهور به پایان می رسد اما با غیبت و در غیبت است که معنا می یابد و لاجرم لازمه شناخت انتظار, فهم مختصات و معنای غیبت است.

    چهار: دوران غیبت, محتاج زائران امام زمان نیست, مشتاق منتظران ایشان است. برای زائر مقصد مهم است و بس و برای منتظر, راه هم مهم است. زائر بسوی امام می رود و منتظر, امام بسویش می آید. زائر اگر منتظر نباشد, زیارتش مقبول نیست ولی منتظر اگر زیارت هم نکند انتظارش مقبول و البته نهایتا موصول است. وقت زیارت را زائر تعیین می کند ولی وقت انتظار را خدا و نه حتی منتظَر!

    سه: بسیاری از سخنان و ایده پردازی ها و تجویزها برای جامعه شیعه بجای ابتنا بر بنیان واقعی و منصوصی بنام غیبت مداری بر ستون توهمی و نامرصوصی بنام ظهور انگاری ابتنا یافته است. همه جوری سخن می گوییم که گویی "گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند" و "جاده و اسب مهیاست" تا یک یا چند شیعه یک یاعلی بگویند و مدیر به زعم خود لایقی را بیابند و مشکل را حل کنند و جای خالی امام را نه کامل اما بقدر وسع پر کنند.
    اما آیا این گونه است؟ آیا غیبت آخرین امام, آخرین برگ برنده عالم غیب, آخرین ذخیره خداوند, یک معادله ساده ی تک مجهولی است که به راحتی بتوان آنرا حل کرد؟

    چهار: کسانی که غیبت را دست کم می گیرند بی آنکه بدانند, ظهور را دست کم گر
  • محمد علی امجدیان
  • "سلام" به همه دوستان
    به صورت کاملا اتفاقی وارد وبلاگ شما شدم و دیدم که پس از مدت ها جمع همه دوستان جمع است . سلام و عرض ادب میکنم خدمت همه دوستان قدیم و "اندیشمند"ان جدید.
    هرچند خیلی نفهمیدم ربط جواب دوستان به متن شما چه بود ؟ اما من نوعی تایید سکولاریسم خفی و نسبی را در کلامتان نتیجه گیری کردم و خوب این ، _اگر چه شما قطعا آن را رد میکنید_ اما خب ، این تایید، تایید خوبی است. هر چند شاید به این شدتی که بنده گفتم(سکولاریزم) نباشد ولی خوب شاید عدالت حقیقی این را ایجاب کند که درجات کمال معنوی چندان به درجات کمال سیاسی مربوط نباشد. چه که اخلاق مداری در سیاست لزوما نیازمند وجود درجات کمال معنوی هم نیست و خود برای عمل سیاسی شرط کافی خواهد بود.
    اما درباره دوستان عزیزم
    محمد امین بهرامی عزیز هنوز مثل قدیم گیر سه پیچ می دهد و اگر به او "سلام" بگویی از تو می خواهد که فلسفه،و ذات و ماهیت و جوهر و عرض کلمه ی "سلام" را از منظر خودت برایش تفسیر کنی تا بفهمد که تو چند مرده حلاجی.

    و مسعود عزیز که آخرین بار در محل آزمون دکترا دیدمش انگار همان مسعود نیست . حرف هایش پراگماتیستی تر شده است . ضمن اینکه فکر هم می کنم حال و هوای معنوی و عرفانی قم در وجودش تاثیرات زایدالوصفی هم گذاشته و کمی آسمانی تر از گذشته سخن می گوید .

    پاسخ:
    پاسخ: سلام
    بازهم سری بزن، اتفاقی نه، همیشه بیا!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی