#نفس را در آرامش ببینید: یا در سینما یا تنها در خانه. بازی ها، تصاویر، فیلمبرداری و صحنه آرایی زیبا و حرفه ای بودند اما باید قطعات پراکنده فیلم را همگام با موهای پریشان بهار دنبال می کردم وگرنه نداشتن خط داستانی در حوصله هر کس نیست.
من از پیامبر اسلام یاد گرفتمکه کودکی را با ویژگی ها والزامات بهار تحلیل کنم. در این فیلم مدام کودکی می بینیماما همیشه همه چیز بهاری نیست هر چند که نام کودک بهار نوروزی باشد!
کودکی کجاست؟ تخیل کودکانه نقش مهمی در فیلمدارد. بهار مقابل دوربین کمتر لب می زند ولی صدایش مدام خیالات دخترانه را نشان می دهد.
آموزش قرآن به کودکان هم به دو روش کودک گریز و کودک پسند نشان دیده می شود.
تصاویر ذهنی از خواندن کتاب جنایات بشر(کتاب پرمخاطب قبل از انقلاب که درباره یک فساد جنسی است) به طرز معنادار و با سانسور ناخواسته کودکانه ای روایت می شود. رابطه با پسران هم معصومیت کودکی دارد.
داستان راستان شهید مطهری با زاویهدید یک کودک به تصویر کشیده می شود. از تظاهرات انقلاب و اعزام رزمندگان همنتیجه گیری های کودکانه را می بینیم.
اما
- ۱ نظر
- ۵۰۶ نمایش
ماه رمضان سال ۱۳۸۴ بود که به «گفتاری در معنی توحید از نظر قرآن» در جلد ششم المیزان برخورد کردم. علامه طباطبایی به بهانه بیان علت مخالفت قرآن با تثلیث بحثی مستقل و عمیق را شروع کرد. با خواندن این متن نوعی کشش به سمت مباحث توحیدی را در خودم احساس کردم. از آنجا که بحث روایی این گفتار خطبه های عمیق وتوحیدی نهج البلاغه را شرح کرده بود بعد از آن شروع به خواندن کامل نهج البلاغه کردم.
چرا آیات ولایت در دل آیات دیگر قرار گرفته اند؟ پاسخ به این سؤال چند لایه است. این نکته در مورد آیه اکمال دین و آیه تطهیر بیشتر به چشم می خورد.
علامه طباطبایی در مورد جنس مؤنث نظری بنیادین و فیلسوفانه در المیزان بیان می کند. او در تفسیر « إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» (نساء/۱۱۷) معتقد است: در بین معبود مشرکان مرد هم بوده اند مانند عیسی و برهما و بودا. اینکه معبود غیر خدا «اناث» نامیده به جهت قابلیت و انفعال وناتوانی آنهاست. انوثت (مؤنث بودن) یعنی انفعال محض شأن مخلوق است با مقایسه خالق.
بلبل عاشقانه خود را وقف گل می کند و در فکر چیزی دیگر نیست اما مورچه به جای لذت از بهار و تابستان به فکر روزهای سخت زمستان است.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا (نساء.۴۹).
امروز وقتی برای زیارت ضریح حضرت رضا علیه السلام رفتم با در بسته مواجه شدم و مردمی را دیدم که مقابل آن تجمع کردند.
کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» از اصغر طاهرزاده، مجموعه ای از روایت های زیبا و خواندنی در باب رزق است و من کمتر کتابی را به جامعیت (از جنبه روایی) این کتاب دیده ام. سخن اصلی در باب «جایگاه رزق انسان در هستی» این است: امروزه اکثر مردم نسبت به تأمین رزق در توهّم شدیدی بهسر میبرند اما معصومین پیام دیگری برای ما داده اند: رزق، دو رزق است: رزقی که تو به دنبال آن هستی و رزقی که آن به دنبال تو است، که رزقِ نوع دوم طوری است که اگر هم به سوی آن نروی، به سوی تو میآید. غم فردا را نباید امروز بخوریم. هر کس به روزی اش می رسد و آن رزقی هم که به صورت حرام مصرف کردهای چیزی جز رزق تو نبوده است مگر اینکه آن را به صورت حرام بهدست آوردی و مصرف نمودی