تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

۱۲ مطلب با موضوع «علامه طباطبایی» ثبت شده است

آیت الله جوادی آملی شاگرد منتقد علامه طباطبایی است و خواندن یکی از نقادی های او برای من بسیار شیرین و آموزنده بود.  او در کتاب فطرت در قرآن معتقد است که مراد از آیه اخذ میثاق(وإذ أخذ ربّک من بنی آدم من ظهورهم ذرّیّتهم وأشهدهم علی أنفسهم ألست بربّکم قالوا بلی شهدنا- اعراف/172)  بیان واقعیت خارجی است، نه ‏اینکه تمثیل باشد. به این بیان که خداوند متعالی به لسان عقل و وحی و با زبان انبیا از انسان میثاق گرفته و در واقع موطن وحی و رسالت همان موطن اخذ میثاق است[1]. لذا در باب نظر علامه پیرامون آیه میثاق را که معتقد بود مقصود آیه جنبه ملکوتی انسان‏هاست می گوید: این نظر عمیق گرچه بسیاری از لطایف قرآنی را دربر دارد و خود راهگشای مطالب فراوان دیگری است. لیکن از چند جهت موردتأمّل است[2]و از آنجا که مجال طرح این تاملات[3] در اینجا وجود ندارد به همین اشاره بسنده می کنم و به نکته اصلی می رسم.  جوادی آملی در انتهای نقادی مفصل خود خاطره ای نقل می کند که نشان گر ادب شاگرد در عین نقادی اوست:

«همه یا اکثر این اشکالات در محضر استاد علامه(رضوان‏ الله‏ تعالی ‏علیه) به عرض ایشان رسید ولی ایشان این نقدها را وارد ندانسته و بر همان نظری که تفسیرشان مرقوم فرموده ‏اند اصرار می‏ ورزیدند. حضرت استاد، همراه با اولیای الهی از عالم ملک رهیده و به عالم ملکوت یا بالاتر از آن رسیده‏اند و هر چه که یافتند حق است؛ زیرا حق برایشان روشن شده و ماییم که در تنگنای جهان طبیعت مانده ‏ایم!»[4]

این خاطره همان طور که گفتم نشان ادب در عین نقادی است اما شاید نشانه این واقعیت باشد که هر کس باید در آنچه می داند باشد و بدانیم گاه نزدیکترین افراد هم همچنان با هم مخالف باقی می مانند و در این میان، چه بهتر که گاهی طرف مقابل را بالاتر بدانیم...

 

 

[1] (فطرت در قرآن- صفحه 126)

[2] (همان-صفحه 129)

[3] (همان، صص129-135)

[4] (همان -  صفحه 136)

 

  • رضا کریمی

ایشان (آیت الله انصاری شیرازی) در مباحث عرفانی آرامتر و منطقیتر و مدللتر مباحث را مطرح میکردند. ایشان چشیده بودند و سخن میگفتند و تار و پود وجودشان با این مباحث بیشتر سنخیت داشت و از همین جهت عرفانی به علامه طباطبایی بیشتر عشق میورزیدند و میفرمودند: «علامه طباطبایی یک لایه دقیق و لطیف عرفانی مخفی داشتند که هر کسی به آن راه پیدا نمیکرد.»
...حضرت استاد جلسهای در منزل ما بودند و به من فرمودند: «کتاب گلشن راز در منزل دارید؟» کتاب را به محضر ایشان آوردم و ایشان شعری از شیخ محمد شبستری خواندند و چنان عارفانه و عالمانه توضیح میدادند و جلسه را منقلب کرده بودند که وصف ناشدنی است. از بدِ روزگار یکی از افرادی که معروف به فلسفه و مباحث عقلی بود، وارد مجلس شد و ایشان بلافاصله کتاب را زیر پتو مخفی کردند. ایشان مکرر به ما میفرمودند: «یکی از اسباب موفقیت علامه طباطبایی سلوک ایشان بود و اگر اینگونه نبود، نمیتوانست موفق شود. علامه با برادرش هر پنجشنبه به روضه آیتالله گلپایگانی تشریف میبردند و اگر اینگونه سلوک نمیکردند، نمیتوانستند این مطالب را در حوزهها تدریس کنند و شاگردانی را تربیت کنند» آیتالله جوادی هم همینگونه است اما آیتالله انصاری شیرازی دراین زمینه شدیدتر هستند. برخی آقایان این ملاحظات را نمیکنند و برخی حرف‎‎هایی که نباید زده شود و هر کسی نمیفهمد و نمیپذیرد را مطرح میکنند که مشکلاتی ایجاد میشود. آیتالله انصاری شیرازی از قول علامه طباطبایی نقل میکردند که برخی از بدبینی‎‎هایی که نسبت به عرفاست، از خود ایشان است و میفرمودند که نباید جو را علیه خودشان بشورانند و اگر به دیده انصاف نگاه کنیم، خدمتی که علامه به حوزه و علوم اسلامی کرد، کمتر کسی داشت و همه این خدمات بر اساس همان سلوک ایشان بود. ای کاش این سلوک را برخی دوستان رعایت کنند.

مجله پنجره ش145 ص63 - گفتوگو با احمد اسدی

  • رضا کریمی