تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

نماهنگ ایستاده ایم2 یک تفاوت مهم با نماهنگ «سپر» حامد زمانی دارد. ایستاده ایم 2 مانند ایستاده ایم1 احساسی و نمادین است. اما نماهنگ سپر دو روایت نمادین و واقعی دارد.

در نماهنگ ایستاده ایم2 ابتدا دختر بچه ای را می بینیم که خانواده اش عروسکش را به او می دهند و او می گوی گوهر شاد دلم خیلی برایت تنگ شده بود. سپس افراد مختلفی را می‌بینیم که هر یک به نوعی مشغول گذران اوقات خود هستند یکی با کار در دریا، زوج جوانی با تفریح و نوشیدن چای و کودکی با بازی فوتبال.  توپ کودک در خلیج فارس می افتد و در همان لحظه کودک سایه یک اتفاق شوم را بالای سرش حس می کند و هواپیمای ایرانی حامل دختر بچه داستان  بر اثر اصابت خمپاره به خلیج فارس می افتد و در واکنش به این اقدام عده ای جوان ایرانی پرچم به دست با چهره هایی مصمم به سمت ساحل حرکت می کنند و این حرکت گویی موجی در خلیج برپا می کند و نهایتاً ناوها و ادوات دشمن را غرق می کند و بعد از این موج آرامش به ساحل بر می گردد. در صحنه های پایانی نماهنگ نیز شاهد به تصویر کشیده شدن تانک و ناو های دشمن (آمریکا) هستیم و در نهایت پرچم ایران اسلامی بر افراشته می ماند.

در ایستاده ایم1 هم جوانی با تعدادی از دوستان خود از ساختمان میدان آزادی بالا می کشد و نوایی رسا سر می دهد و تمام!

در نماهنگ سپر، اتاق عملیات و بعد از آن نمونه هایی از طراحی های جنگی نمایش داده می شود؛ در ابتدا حرکات تک تیرانداز که با فرمانده خود در ارتباط است نشان داده می شود و بعد عملیات آزادسازی گروگان ها و در صحنه ای دیگر شلیک آرپی جی به سمت سنگر داعش. به موازات این عملیات ها، یک رزمنده با پرچم سرخ دیده می شود که در یک جاده با چهره ای مصمم ایستاده و بدون رعایت ملاحظات نظامی راه می رود و هواپیمایی بالای سر و تانک پشت سر و گلوله روبرو هیچ یک نمی توانند او را متوقف کنند.

نمایش عملیات های جنگی در این اثر (با صرف نظر از برخی ایرادات قابل طرح) سبب شده که میدان مبارزه واقعی تر ترسیم شود. واقعیت هم همین است که مبارزه با دشمن در مختصات این دنیا رخ می دهد و صرفا با یک حرکت احساسی به سمت ساحل و با توسل به پرچم، دشمن به زانو در نمی آید. البته می دانیم که مبارزه اعتقادی فقط با ادوات دنیای ظاهری رخ نمی دهد بلکه قدرت ایمان می تواند معادلات نظامی را برهم بزند. برای همین برخی در تحلیل این اثر به ماجرای شکست نظامی در طبس اشاره کرده که امام می گفت: شنها مأمور خدا بودند. شهید آوینی تحلیل های عرفانی ایمانی از جنگ را در قالب گفتار روایت فتح ارائه می داد. اما این نمونه ها همگی بر بستر واقعیات رخ داده و تأویل آنها بر اساس مبانی نظری و توحیدی شکل گرفته اند نه بر اساس یک روایت کاملا نمادین و شبه اسطوره ای توأم با جلوه های تکنیکی که جز نماهای کلی، نسبت به سقوط ایرباس و ناو وینسنس تحلیل دیگری از این واقعه در این اثر وجود ندارد. نظریه علامه طباطبایی این است که تأویل حقیقتی خارجی دارد و می توانیم بگوییم تأویل گرچه در لغت «به اول برگرداندن» است ولی در نهایت، اول و آخر و نظر و عمل را به هم پیوند می دهد. ولی اکنون تأویل های ما بی بنیاد و انتزاعی شده است و صرفا فوران احساسات و بازی با نمادهاست.

 ممکن است گفته شود می دانیم یک نماهنگ برخلاف یک مستند فضایی احساسی و هنری دارد و برای همین بیان نمادین هم در جای خود لازم است. اما اولاً بهتر است که به سبک نماهنگ «سپر» انواع روایت ها موازی هم نمایش داده شوند و ثانیاً با گسترش بیش از حد نماهنگ های نمادین و تحلیل ها و شعارهای احساسی جوان ما درک خود را از جزئیات معرکه نبرد از دست می دهد و به طور مثال سختی های نبرد شهید نادر مهدوی در مقابله با ناوهای آمریکایی اصلاً با فیلمنامه این اثر تناسبی ندارد. ثالثاً بدانیم نمادها و سمبل ها فقط شعرخواندن و پرچم به دست گرفتن نیست بلکه نمادهایی مهم تر وجود دارند که بهتر است آنها را آیات و اسماء خدا نامید  مانند نفس و سخن یک مرد بزرگ که با روابط علّی معلولی دنیای واقعی قابل تحلیل نیست ولی واقع گرایان نمی توانند اثرات آن انکار کنند.

در این کارزار سخت ما باید علاوه بر گفتن «ایستاده ایم»، «سپر» به دست بگیریم و بلکه  بهتر از «سپر» هم می توانیم بسازیم و در آن بیشتر از خراشی که به صورت رزمنده وارد می شود و در این اثر نمایش داده می شود، رشادت ها و مظلومیت ها و صبر مجاهدان راه خدا را نشان دهیم که البته در جای خود مصیبت و مظلومیت حماسه و شوری بزرگ دارد. اکنون سوریه چنین اوضاعی دارد و البته داخل کشور جنگ نرم و فرهنگی هم به نحو سخت و پرماجرا در جریان است.

  • رضا کریمی

نظرات (۲)

یه دفعه تویه متن کوتاه مطالب مختلفی ریختی.از بیان احساسات تا سمبل ونماد.از حرکت واقعی تا انتزاعی.شهید آوینی در روایت فتح داره که ایمان منجی جهان فرداست واشک....امابر استفاده از تکنیک هم میگه.اینکه در جنگ با همین کلاشینکف جلو بعثی ها ایستادیم وحتی باید به قوه اتم دست پیداکنیم ولی اتکا حقیقی ما خداست....من دربرابر حامد زمانی اصلا عقلم رو از دست میدم.

پاسخ:
من هم معتقدم که ایمان منجی جهان فرداست ولی باید نظام اسباب را فراموش نکنیم و بالیوودی نشویم. برای همین گفتم روایت نمادین باید در کنار روایت واقعی باشد.
عالی...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی