تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

دیگر نوشته ها و اظهارات من

«بیست و یک روزبعد» ساخته ستایش برانگیز محمدرضا خردمندان داستان مردی کوچک است که باید هر ۲۱ روز یک مانع بزرگ را از سر راه بردارد.
او آرزوی نگه داشتن قطار  راه آهن‌ محل زندگی اش را دارد و مشکلات زندگی مثل فقر، بی پدری و سرطان مادر برای این نوجوان دانش آموز مثل عبور پرسروصدای قطار است که مدام در فیلم تکرار می شود.
مادر می گوید خدا دنیا رو ‌‌اینطوری ساخته... یک غول رو که‌ می کشی یک ‌غول دیگه میاد و تو قوی تر میشی.
اما غول مشکلات، که خیلی خوب در فیلم‌خودش را با حرکت پرهیبت قطار به دل مخاطب می اندازد، را چطور باید متوقف کرد؟ ظاهرا کوچک مرد قصه ما می خواهد فیلمساز شود و برای این کار باید به یاد پدر و ‌مثل مرتاض ها یک قطار را جلوی دوربین‌متوقف کند. او این کار را با صحنه سازی انجام‌می دهد اما موفق به فیلمبرداری نمی شود‌! فقط یک کارگردان (خردمندان!) است که بابت ایده او چک معادل هزینه داروی سرطان مادر را پرداخت می کند. او با دردسر چک را نقد می کند اما وقتی دارو را می خرد متوجه‌می شود که ۲۱ روز بعد دوباره باید همین داروی گران را بخرد!!

  • رضا کریمی

  شبی تابستانی به همراه #شهید_محمد_حسین_علیخانی و یکی از همکارانش بعد از نماز مغرب و عشاء سوار بر ماشین در خیابان های شهر راه افتادیم. چندبار گفت باید ما را مهمان خوراکی کنی! من هم اعلام آمادگی می کردم ولی نهایتا خود آقا حسین بود که ما را به بستنی مهمان کرد!
حالا دیگه شبگردی ما طول کشیده بود ماشین به سمت میدان خروجی شهر حرکت کرد. من گفتم خب دیگه برگردیم! جوابی ندادند و از شهر خارج‌شدیم و در جاده نیمه‌تاریک ماشین سرعت گرفت! ساعت از نیمه شب گذشته بود، گفتم دیگه قرار ما این نبود! چه خبره! باز هم جواب درستی نشنیدم. بعد از مدت کوتاهی آقا حسین که جلو‌نشسته بود با همان حالت روبه جاده و مسیر روبرو شروع به خواندن آواز کرد:

  • رضا کریمی

  مستند #پرزیدنت_آکتور_سینما داستان #فروپاشی_شوروی است اما آشکار است که می خواهد هشدار بدهد که آمریکا همان کاری که‌با شوروی کرد می خواهد بر سر ایران بیاورد و تا حدی هم‌ پیش رفته‌است. در پایان مستند از اوباما جمله‌مهمی در جریان مذاکرات هسته ای پخش می شود که «ما باید همانطور که #‌ریگان با #گورباچف مذاکره کرد با ایران روبرو شویم». اما مگر ریگان چه کرد؟

  • رضا کریمی

شهید آوینی در یک یادداشت در بهمن 1369 جمله «اکتاویو پاز» که آن ایام روی جلد یک مجله روشنفکری نقش بسته بود را نقد می کند: «هر اتاقی مرکز جهان است». او این جمله را اومانیستی می داند و می نویسد:
«این جمله ای است که روی جلد اولین شماره یکی از نشریات جدید الانتشار، از اکتاویو پاز نقل شده، جمله ای که در آغاز خود را خیلی عالمانه می نماید و خوش خط و خال، اما در باطن، ام الشعائر دهکده جهانی آقای مک لوهان است که علم شده تا مدعیان نسل سوم زیر آن سینه بزنند . توضیح واضحات اینکه به قول قدما که میگفتند «شرف المکان بالمکین»، اعتبار اتاق نیز به آن ذی روحی است که در اتاق می زید، یعنی «انسان» و به عبارت بهتر «بشر»؛ آن هم نه یک اتاق خاص، هر اتاقی! و نه یک بشر خاص، هر فردی از افراد بشر؛ یعنی اومانیسم، و آن هم متنزل ترین صورت آن، که اندیویدوالیسم باشد.»
حدود یکسال بعد از این یادداشت آیت الله خامنه ای در 5اسفند1370 فرمودند: در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید.
به نظر می رسد این دو جمله در ظاهر به هم شبیه باشند و در باطن از همدیگر فاصله بنیادین داشته باشند. از جمله بعدی ایشان که گفتند «آگاه باشید که همه‌ی کارها به شما متوجه است» می فهمیم که  این جمله اشاره به این دارد که برای کار و خدمت مکان مهم نیست و همه جا می شود بهترین کارها را انجام داد.
اینجاست که بعد از این ایشان می گویند:
« آمادگی دارند از عالی ترین مقام اجرایی به دور ترین نقاط بروند. چند ماه قبل از رحلت امام (رضوان‌اللَّه‌علیه)، مرتب از من میپرسیدند که بعد از اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری میخواهید چه‌کار کنید. من خودم به مشاغل فرهنگی زیاد علاقه دارم؛ فکر میکردم که بعد از اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری به گوشه‌یی بروم و کار فرهنگی بکنم. وقتی از من چنین سؤالی کردند، گفتم اگر بعد از پایان دوره‌ی ریاست جمهوری، امام به من بگویند که بروم رئیس عقیدتی، سیاسی گروهان ژاندارمری زابل بشوم - حتّی اگر به جای گروهان، پاسگاه بود - من دست زن و بچه‌ام را میگیرم و میروم! واللَّه این را راست میگفتم و از ته دل بیان میکردم؛ یعنی برای من زابل مرکز دنیا میشد و من در آن‌جا مشغول کار عقیدتی، سیاسی میشدم! به نظر من بایستی با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛ در این‌صورت، خدای متعال به کارمان برکت خواهد داد».
برای این جمله می توان بیشتر سخن گفت و هم مباحثی را مطرح کرد. وقتی تفاوت انسان مداری قرآنی (که خدا عالم را برای انسان خلق کرد) با انسان محوری اومانیستی و غربی درک کنیم. تفاوت این دو جمله ظاهرا قریب و باطنا غریب را هم  می توان بهتر فهمید.

  • رضا کریمی

#سردار_سلیمانی به مناسبت روز مسجد سخنرانی کرده و برخی از دیدگاه های فرهنگی خود را مطرح کرده است. این سخنان بازتاب زیادی داشته است؛ از جمله اینکه «چرا دائما از القاب بی‌حجاب، بدحجاب،‌ اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب استفاده می‌کنید؟ پس چه کسی می‌ماند؟ تمام بچه‌ها یکی نیستند، بلکه این پدر خانواده است که آن‌ها را گرد هم جمع می‌کند.». به نظرم این سخن را باید در قالب دو نکته مهم در فعالیتهای فرهنگی فهمید: 1. اولویت‌بندی در اهداف 2. جذب حداکثری و دفع حداقلی. یعنی نه اینکه این تقسیم بندی ها از اساس باید نابود شود بلکه نباید در اولویت قرار بگیرد و اهداف اصلی را تحت الشعاع خودش قرار دهد. خود سردار هم گفته که چرا «دائما» از این القاب استفاده می کنید؟
 به نظرم یکی از مشکلات ما این است که برای هر معضل به اندازه آن هزینه تعیین نمی کنیم و مسائل کوچک را بزرگ و مسائل بزرگ را کوچک می کنیم.
چندسال قبل رهبر در سفر به خراسان جنوبی هم شبیه به این تعبیر را بیان کرده بود:
بعضى از همین‌هائى که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهمان‌نواز، هم بقیه‌ى آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائى بودند که در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد می ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى این حقیر باطن است؛ نمى‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان که مینمائى هستى؟»

  • رضا کریمی

  وقتی از «شهر آرمانی» سخن می گوییم نباید از اهمیت مقاله دکتر داوری با عنوان «شهر و ساکنانش» غفلت کنیم. دکتر داوری معتقد است: مردمان شهر ها و خانه ها را متناسب با روحیه و اعتقاد و بر حسب قواعد زندگی خود بنا می کنند و اگر زمانه و نحوه زندگی مردمان تغییر یابد و بناهای شهرها بر جای باشد به آن بناها شأن دیگر می بخشد.  او در این مقاله در بیان وضع جدید شهرها مشخصا می نویسد:

  • رضا کریمی

  چند روز بعد از رحلت مرحوم دولابی نامش را شنیدم و مدتها بعد که کتاب #مصباح_الهدی را خواندم تازه او را شناختم. او بعد از مرگش گسترش پیدا کرد شاید چون در روز دحوالارض زمین را بدرود گفت.
سال‌روز وفات  حاج محمد اسماعیل دولابی در روز  دحوالارض 25 ذی‌القعده 1423 قمری است.
دولابی برای برخی یک صاحبدل است و برای برخی فردی است اهل محبت و ولاء که دین را دوست داشتنی معرفی می کرد.  غرب گرایان او را عارف عرفی‌گرای شیعی نامیدند. اخیرا هم جریانات ضدعرفان هم او را تخریب می کنند!
اما او برای من یک متفکر صاحب نظر است

  • رضا کریمی

فارغ از جنجال های اخیر و به بهانه همین اتفاقات در ماهیت #پدیده_سلفی تفکر کنیم:

بشر پریروز خود را در آینه می دید؛

بشر دیروز جلوی دوربین عکس می گرفت

و بشر امروز در آینه دوربین عکاس خودش است.

به نظر می رسد ظهور و غلبه واژه #Selfie نشانه یک تغییر در بشر است و شاید همین واژه «خود» نشانه ارتقای سطح خودمحوری بشر باشد!  موسسه لغت نامه آکسفورد لغت "Selfie" را به عنوان لغت برتر سال ۲۰۱۳ انتخاب کرد و حتی برخی به خود این اجازه را بدهند که بگویند: «عکس سلفی زبان مشترک قرن بیست و یکم است».

اما #سلفی_و_خودمحوری چه نسبتی دارد؟ حداقل می‌دانم که در اسلام #خودباشی [1] توصیه شده و خودبینی مذمت شده است.

طرح جلد همشهری جوان #آقای_دوربینی را نشان داده است اما آیا این لقب متعلق به بشر امروز نیست؟

  • رضا کریمی

 #نفس را در آرامش ببینید: یا در سینما یا تنها در خانه. بازی ها، تصاویر، فیلمبرداری و صحنه آرایی زیبا و حرفه ای بودند اما باید قطعات پراکنده فیلم را همگام با موهای پریشان بهار دنبال می کردم وگرنه‌ نداشتن خط داستانی در حوصله هر کس نیست.
من از پیامبر اسلام‌ یاد گرفتم‌که کودکی را با ویژگی ها و‌الزامات بهار تحلیل کنم. در این فیلم مدام کودکی می بینیم‌اما همیشه همه چیز بهاری نیست هر چند که نام کودک بهار نوروزی باشد!
کودکی کجاست؟ تخیل کودکانه نقش مهمی در فیلم‌دارد. بهار مقابل دوربین کمتر لب می زند ولی صدایش مدام خیالات دخترانه را نشان می دهد.
آموزش قرآن به کودکان هم به دو روش کودک گریز و کودک پسند ‌نشان دیده می شود.
تصاویر ذهنی از خواندن کتاب جنایات بشر(کتاب پرمخاطب قبل از انقلاب که درباره یک فساد جنسی است) به طرز معنادار و با سانسور ناخواسته کودکانه ای روایت می شود. رابطه با پسران هم معصومیت کودکی دارد.
داستان راستان شهید مطهری با زاویه‌دید یک کودک به تصویر کشیده می شود. از تظاهرات انقلاب و اعزام رزمندگان هم‌نتیجه گیری های کودکانه را می بینیم.
اما

  • رضا کریمی

  ماه رمضان سال ۱۳۸۴ بود که به «گفتاری در معنی توحید از نظر قرآن» در جلد ششم المیزان  برخورد کردم. علامه طباطبایی به بهانه بیان علت مخالفت قرآن با تثلیث بحثی مستقل و عمیق را شروع کرد. با خواندن این متن نوعی کشش به سمت مباحث توحیدی را در خودم احساس کردم. از آنجا که بحث روایی این گفتار خطبه های عمیق و‌توحیدی نهج البلاغه را شرح کرده بود بعد از آن شروع به خواندن کامل نهج البلاغه کردم.

  • رضا کریمی

  چرا آیات ولایت در دل آیات دیگر قرار گرفته اند؟ پاسخ به این سؤال چند لایه است. این نکته در مورد آیه اکمال دین و آیه تطهیر بیشتر به چشم می خورد.
علامه طباطبایی و‌دیگران ابتدا سنخیت با سیاق  برای این آیات را نفی می کنند. مثلا آیه اکمال دین جز در معنای خلافت امیرالمؤمنین نمی تواند پاسخگوی این پرسشها باشد که چرا کفار  طمع در دین مأیوس شدند؟ کجا کمال و‌تمام شده؟ چرا نباید از کفار بترسیم؟ چرا اکنون باید از خدا‌بترسیم؟
اما علاوه بر این نحوه بحث، باید بدانیم چرا ظاهر آیات منشأ سوءتفاهم است؟!

  • رضا کریمی

درباره معنی «یاایهالذین امنوا امنوا» وجوه فراوانی گفته‌شده، در این میان دو نظر از همه‌مهم تر است:

  • رضا کریمی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۴۳۴ نمایش
  • رضا کریمی

   علامه طباطبایی در مورد جنس مؤنث نظری بنیادین و فیلسوفانه در المیزان بیان می کند. او در تفسیر « إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» (نساء/۱۱۷) معتقد است: در بین معبود مشرکان مرد هم بوده اند مانند عیسی و برهما و بودا. اینکه معبود غیر خدا «اناث» نامیده به جهت قابلیت و انفعال و‌ناتوانی آنهاست. انوثت (مؤنث بودن) یعنی انفعال محض شأن مخلوق است با مقایسه خالق‌.
این نکته یکی از مصادیق تفسیر بنیادین از کلمات است که علامه فیلسوفانه آن را بیان می کند

  • رضا کریمی

  بلبل عاشقانه خود را وقف گل می کند و در فکر چیزی دیگر نیست اما مورچه به جای لذت از بهار و تابستان به فکر روزهای سخت زمستان است.
در شعر #بلبل_و‌_مور #پروین_اعتصامی  بلبل عاشق را در مقابل مورچه سخت‌کوش تحقیر می کند.
مور در پاسخ بلبل که‌ از کار او در فصل نشاط انتقاد کرد، می گوید: روز تو یکروز بپایان رسد/ نوبت سرمای زمستان رسد
و‌بعد استقلال خود را با بلبل در میان می گذارد:
سر ننهادیم ببالین کس/ بالش ما همت ما بود و بس.
در مقابل این دیدگاه #آیت_الله_جوادی_آملی می گوید:
«حیوانات هم هجرت می کنند اما خوراک با خودشان نمی برند و خدا روزی آنها را در مکان دوم می دهد. و‌ کاین من دابه لا تحمل رزقها... جانداران دو گونه اند: گروهی مانند مور و‌موش اهل ذخیره اند و‌دسته ای دیگر مانند بلبل آزادانه زندگی می کنند». (تسنیم، ج۲۰، ۲۵۸).
بلبل پرنده محبوب دوران سنتی است ولی مورچه و موش بیشتر در رسانه های مدرن دیده می شوند. قلمرو‌ بلبل آسمان و قلمرو موش و‌مورچه زمین و زیر زمین است.
در دنیای مدرن‌ شاید نتوان موش و مورچه سخت کوش را به خاطر سکونت در تاریکی های زمین‌سرزنش کرد اما نباید بگذاریم بلبلان‌عاشق هم تحقیر شوند.

شعر کامل پروین اعتصامی:

  • رضا کریمی

  #شهید_مطهری  عاشورا را عقلانی تفسیر می کند حتی به دلیل  طرح حماسه حسینی و‌به دلیل مبارزه با تحریفات با برخی احساسات هم مقابله می کند. #سید_مهدی_شجاعی عاشورا را با روشی فاخر و معتدل به صورت لطیف و احساسی و در قالب روضه مکتوب بیان می کند. اما می توان گفت #شهید_آوینی عقل و‌ احساس را  توأم با هم درگیر می کند.

روایت فتح و فتح خون (گنجینه آسمانی) دو اثر پر جذبه آوینی هستند که در دوران معنوی زندگی او در دهه شصت نگاشته شده اند. رشد نظری آوینی  از سال 68 به بعد است ولی این دو به صورت اشاره وار حاوی بذر اندیشه ای بودند که او سالها بعد در مقالات سوره تبیین کرد

  • رضا کریمی

  أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا (نساء.۴۹).
در المیزان ذیل این آیه می خوانیم که از آیه «بل الله یزکی» روشن می شود که اعتماد به نفس که برخی نویسندگان  به تقلید از غربی ها جزو فضائل انسانی دانسته اند در دین‌وجود ندارد و قرآن‌فقط اعتماد به خدا را می شناسد

  • رضا کریمی

امروز وقتی برای زیارت ضریح حضرت رضا علیه السلام رفتم با در بسته مواجه شدم و مردمی را دیدم که مقابل آن‌ تجمع کردند.
من که همیشه در حرم دنبال نشانه ها هستم با خودم فکر کردم که این نشانه چیست؟
۱. ورود به ساحت قدس همیشه میسر نیست مراقب باشیم که سلب توفیق نشویم.
۲. دیدن ضریح بهانه ای است تا قلب ما از غفلت خارج شود وگرنه که چه بسا قبره فی قلب من والاه. پس همینجا حال حضور به خود بگیریم.
۳. من که اذن دخول خوانده ام و داخل شدم! پس هر جا هستم مهمانم و‌میزبان کرم خواهد کرد.
پس:
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

  • رضا کریمی

کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» از اصغر طاهرزاده، مجموعه ای از روایت های زیبا و خواندنی در باب رزق است و من کمتر کتابی را به جامعیت (از جنبه روایی) این کتاب دیده ام.  سخن اصلی در باب «جایگاه رزق انسان در هستی» این است: امروزه اکثر مردم نسبت به تأمین رزق در توهّم شدیدی به‌سر می‌برند اما معصومین پیام دیگری برای ما داده اند: رزق، دو رزق است: رزقی که تو به دنبال آن هستی و رزقی که آن به دنبال تو است، که رزقِ نوع دوم طوری است که اگر هم به سوی آن نروی، به سوی تو می‌آید. غم فردا را نباید امروز بخوریم. هر کس به روزی اش می رسد و آن رزقی هم که به صورت حرام مصرف کرده‌ای چیزی جز رزق تو نبوده است مگر این‌که آن را به صورت حرام به‌دست آوردی و مصرف نمودی

  • رضا کریمی

   به نظر من وقتی یک واقعه ای تکرار می شود باید  این تکرار را نشانه ای برای ویژگی های مردمان این عصر تلقی کرد. چرا فرار از زندان این قدر سوژه جذابی است؟  و این همه سینما و تلویزیون به آن توجه نشان داده است؟
مردم دوست ندارند زندانی باشند و اگر در زندان باشند آرزوی آزادی دارند. اما فرار از زندان برای عصر جدید محوریت پیدا کرده است و در هیچ دوره ای از تاریخ همچون تاریخ معاصر داستان آن برای مردم جذاب نبوده است. بشر مدرن آزادی خواه است و این آزادی را می توان فرار از زندان معنا کرد.
این سریال در کنار مایه اصلی خود (یعنی اکشن و خشونت) نکات روانشناسی، مذهبی،  جامعه شناسی جذابی دارد. نکته جالب این است که می گویند ایدهٔ داستان فرار از زندان را تهیه‌کننده‌ای  به سازنده فیلم داده و او می‌خواست سریالی اکشن با داستانی بر این مبنا که مردی برای فراری دادن برادرش از زندان، خودش را به زندان می‌اندازد، بسازد. به نظر او این ایدهٔ خوبی بود، ولی فکر کرد که چرا باید کسی برادرش را از زندان فراری بدهد و به این ترتیب داستان محکومیت به ناحق شکل گرفت! یعنی ایده اصلی «فرار از زندان» بوده و ایده «محکومیت ناحق» فرع بر ایده اصلی است!
در سریال پرطرفدار Prison Break (شکست حصر یا فرار از زندان) که با وجود انبوه فیمها و سریال هایی که با مضمون مشابه ساخته شده اند همچنان پرمخاطب بود ما با گسترش معنای زندان مواجه هستیم. این سریال 4 فصل دارد: فصل اول ماجرای فرار از زندان یک ایالت در آمریکاست. فصل دوم فراری ها در آمریکا مشغول فرار هستند اما همچنان نام سریال مشابه فصل اول است. آیا این یعنی آمریکا زندان بزرگ است؟ فصل سوم ماجرای فرار از زندانی در پاناماست ولی در فصل چهارم بازهم زندانی درکار نیست. این بار قهرمانان فیلم تصمیم می گیرند به جای فرار حمله کنند. مبارزه با کسانی که مردم را زندانی می خواهند و آمریکا را تسخیر کرده اند. قهرمان فیلم در پایان می گوید: بالاخره آزاد شدیم! این مهمترین پیام است. اما فراموش نکنیم که مفهوم آزادی را در کنار مفهوم زندان باید تفسیر کرد.

  • رضا کریمی

بنا به اعلام کارگردان، سریال تلویزیونی میوه ممنوعه -که این روزها در حال پخش مجدد از تلویزیون است - بازسازی امروزی منظومه شیخ صنعان است.

حاج یونس فتوحی و شیخ صنعان شباهتهای زیادی دارند:

1.هر دو پیر پارسا و بسیار خوشنامی هستند

2. پیرانه سر، دلباخته  یک دختر می شوند

3. علی رغم شیفتگی و بی اختیاری در عشق، متوجه حال زار خود هستند و بنابراین به عجز و  لابه می افتند.

4. عاقبت به خیر می شوند و از بحران عشق پیری رهایی می یابند.

5.عامل تحول هر دو در اطرافیان آنهاست.

 اما عشق این دو تفاوتهای مهمی دارد که نحوه نگرش سنتی و جدید را نشان می دهد:

1.معشوق شیخ، ترسا (مسیحی) است و شرط شراب نوشی می گذارد ولی معشوق حاجی دختر تهرانی است که مانع عرفی و نه شرعی برای وصال دارد و شرط هایی مالی و خانوادگی مطرح می کند؛ آن هم با هدف انتقام از زخم هایی که خورده است.

2.شیخ صنعان وضعیتی به مراتب وخیم تر از حاج یونس دارد. طبل رسوایی او فراگیر است و حتی مرتکب افعال حرام می شود ولی حرام شرعی که حاجی مرتکب می شود فاش گویی حال خود با دیگران است!

3. دختر ترسا عاقبت الامر مسلمان می شود اما به عاقبت معنوی دختر تهرانی تصریحی نمی شود.

4. در سریال تلاش می شود تا عوامل روانشناسانه برای علت ماجرا بیان شود: کمبود محبت در خانواده و غرور از عوامل انحراف مسیر حاجی هستند. اما شروع ماجرای شیخ اسرارآمیز و ماورایی است: او خواب می بیند که بر بتی سجده می کند...

5.نکته مهم تر این است که آنچه که عامل تحول شیخ صنعان است دعوت به تضرع توسط یکی از مریدان اوست که موجب می شود شفاعت پیامبر شامل حالش شود. اما عامل تحول حاجی در معرض اعدام قرار گرفتن فرزندش است؛ او که تحمل مرگ فرزندش را ندارد تصمیم می گیرد خودش به جای او زندان برود و این آغاز سردشدن آتش عشق اوست...

به طور کلی میوه ممنوعه به معیارهای زمانه تن داده و از طرفی سرگذشتی کم خطرتر از شیخ صنعان روایت کرده است. عامل تحول حاجی امروزی تر و بشری تر است و بر عواطف عادی یک پدر تکیه می کند. اما به نظر می رسد که شیخ میوه وفاداری و دانایی یکی از باقیات صالحات خودش (مرید شیخ) را می برد که جمله مریدان را به تضرع جمعی چهل روزه وادار می کند

از تضرع کردن آن قوم پاک / در فلک افتاد جوششی صعبناک

همت مردان در تضرع آنها مصداق می یابد و نهایتاً نه شیخ و مریدان که پیامبر است که با «شفاعت» ماجرا را ختم به خیر می کند.

مصطفی گفت ای به همت بس بلند/ رو که شیخت را برون کردم ز بند

 

***

1.       حسن فتحی نشان داده که با ساختن پهلوانان نمی میرند، شب دهم، روشن تر از خاموشی و میوه ممنوعه دغدغه احیای میراث «خودی» را دارد ... قابل توجه کپی برداران هموطن و عاملین به نظریه «مرغ همسایه غاز است»!

2.       دکترمیرجلال الدین کزازی منظومه شیخ صنعان را در کتاب «پارسا و ترسا» شرح کرده است. در نوشتن این متن از این کتاب بهره بردم.

  • رضا کریمی

از دیدگاه علامه طباطبایی در مورد آیه 55 سوره آل عمران یک نتیجه گیری مهم به دست می آید.  از مجموعه مباحث (ترجمه المیزان، ج‏3، صص326 الی331) به طور خلاصه می توان گفت او معتقد است مراد از «وَ جَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِلىَ‏ یَوْمِ الْقِیَمَةِ» ، تفوق نصاری بر یهود است

  • رضا کریمی

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با نخبگان جوان علمی در تاریخ 28/07/95 گفتند: «عدّه‌ای تا ما میگوییم دشمن، میگویند چقدر فلانی مدام میگوید دشمن دشمن! خب نگوییم دشمن؟ خدا در قرآن این‌همه اسم شیطان را آورده. خب یک بار شیطان را گفت، تمام شد رفت، چرا مرتّب تکرار میکند؟ برای اینکه من و شما فراموش نکنیم این دشمن را. دشمن را باید دائم در نظر داشت. برای خاطر اینکه دشمن که بیکار نمی‌نشیند؛ دشمن دائماً دارد حرکت میکند».

در این بیان منقول، دشمن و شیطان قرین هم شده اند. این نکته در آیه ای از قرآن هم تکرار شده است

  • رضا کریمی

چکیده: کتاب عاشورا شناسی بنا به بیان نویسنده، عهده‌دار هدف‌شناسی از قیام امام‌حسین ـ علیه‌السلام است. بر پایه‌ی این پژوهش، هفت نظریه درباره‌ی هدف  آن حضرت وجود دارد: ۱. امتناع از بیعت (دفاع)، ۲. حکومت ـ شهادت، ۳. شهادت عرفانی، ۴. شهادت تکلیفی، ۵. شهادت فدیه‌ای، ۶. شهادت سیاسی و ۷. تشکیل حکومت. این اثر در این راستا پژوهشی قابل تقدیر و پر مغز ارائه کرده است و محمد اسفندیاری سعی کرده اقتضائات پژوهش را تا حدود زیادی رعایت نماید و بسیار عقلانی به موضوع بنگرد؛ ویژگی های پژوهشی و نگاه معاصر و مدرن نویسنده به عقل و تاریخ سبب می شود پیشنهاد کنم به جای نام عاشورا شناسی عنوان عاشوراپژوهی برای کتاب انتخاب شود. محور اصلی کتاب و اهتمام اصلی نویسنده بر دو نظریه معاصر مبنی بر حکومت و شهادت است. نویسنده تعارض میان تاریخ و کلام را حل ناشدنی پنداشته است در حالی که می توان گفت عاشورا گرچه مسئله ای چالش برانگیز شده ولی هدف قیام در سطوح مختلفی قابل تبیین است.

  • رضا کریمی

  می گویند «سینمای اصغر فرهادی در مورد اخلاق است». عده ای می گفتند او سیاه نمایی کرده است اما به نظر من بحث را باید در سطح بالاتری مطرح کرد و آن اینکه ماهیت این اخلاق چیست؟ آن چیزی که مسلم است این است که اخلاق فرهادی «دینی» نیست یعنی دین در آن محوریت ندارد بلکه گزاره های مسلم و پذیرفته جهانی، فارغ از نظر دین، محور داستان و فیلم قرار می گیرند. او می خواهد بگوید متر و معیار سنجش کار اخلاقی بسیار کمرنگ شده است پس ضمن این که نمی توان اتهام نسبی انگاری را روا دانست باید گفت او اندیشمندانه به دنبال تعریف جدیدی از اخلاق است و بر همین اساس در پاسخ به این سئوال که آیا «جدایی نادر از سیمین» فیلمی مذهبی است یا نه، گفته است: «خوشحال می‌شوم اگر بگوئید فیلمم یک فیلم انسانی است» . انسانی بودن واژه ای مدرن است و لزوما دینی بودن نیست. و فرهادی راوی ایرانی اخلاق سکولار در سینماست.

  • رضا کریمی

در مسئله ولایت واژگان کلیدی مهمی وجود دارد ولی تعبیر «اولی الامر» ما را به جایگاه حقیقی ولایت نزدیک تر می کند. بخش اول مقاله به تبیین معنای امر می پردازد و آن را در مقابل کلمه خلق معنا می کند. امر  به باطن این جهان و ملکوت آن تعلق دارد نه ظواهر آن. اولی الامر هم صاحب باطن و ملکوت است و دل امام ظرف اراده خداوند است. نکته مهم این است که بین امر و خلق و بین ملکوت و ملک عالم پیوند وجود دارد و این پیوند برای درک اصول دینی نتایج مهمی در پی دارد که در بخش دوم مقاله مورد اشاره قرار می گیرند: بیان حقیقت شب قدر، رازدانی و تقیه، تبیین نسبت نبی و امام، نسبت کعبه و ولایت از جمله نتایج تفسیر اولی الامر هستند.

  • رضا کریمی

در مورد مادر اصول پذیرفته شده ای وجوددارد و در قرآن جایگاه مادر نسبت به فرزندان تعریف می شود. مادر قبل و بعد از تولد فرزند وظایفی دارد و این وظایف صرفا به وضع حمل و شیردهی محدود نمی شود بلکه گاه تصمیماتی خطیر و بزرگ را هم شامل می شود و حتی گاهی به قیمت تهمت های دیگران تمام می شود و در این موارد حضور پدر جلوه ای ندارد. نکته مهم این است که این وظایف رنگی الهی و حتی وحیانی دارد و به عبارتی می توان گفت: مادر نقطه اتصال هستی به فرزندان است. می توان گفت اصولاً ارتباط پدر با فرزندان تشریعی و ارتباط مادر با فرزندان تکوینی است.  اوج چنین جایگاهی در مصحف فاطمه تعریف می شود که نقش پدرانه ندارد یعنی در مقام تعیین حلال و حرام نیست بلکه به نوعی پیگیری وحیانی وضعیت و سرنوشت آینده فرزندان در آن به چشم می خورد.

  • رضا کریمی

نماهنگ ایستاده ایم2 یک تفاوت مهم با نماهنگ «سپر» حامد زمانی دارد. ایستاده ایم 2 مانند ایستاده ایم1 احساسی و نمادین است. اما نماهنگ سپر دو روایت نمادین و واقعی دارد.

در نماهنگ ایستاده ایم2 ابتدا دختر بچه ای را می بینیم که خانواده اش عروسکش را به او می دهند و او می گوی گوهر شاد دلم خیلی برایت تنگ شده بود. سپس افراد مختلفی را می‌بینیم که هر یک به نوعی مشغول گذران اوقات خود هستند یکی با کار در دریا، زوج جوانی با تفریح و نوشیدن چای و کودکی با بازی فوتبال

  • رضا کریمی

خاطراتی به یاد #شهید-مدافع-حرم ؛ #محمد_حسین_علیخانی
اولین بار وقتی در مسجدالنبی (ص) طاق بستان در حال سخنرانی بودم به سراغم آمد. به من گفت: شنیدم در صحبتهایت از واژه «اتوپیا» استفاده کردی و همین واژه بهانه ای شد برای سالها ارتباط و مراوده فکری. مراوده ای که تنها با من در جریان نبود بلکه بسیاری از جوانان علاقمند به مطالعه و تفکر را صید کرده بود و نه فقط اهل مطالعه و تفکر، با برخی دیگر که آنها را مستعد تشخیص می داد هم ارتباط می گرفت. چرا که معتقد بود که عقل و تفکر فقط در کتابها نیست. از این جهت «نظر» را به «عمل» پیوند می داد.

  • رضا کریمی

    فیلم «پی.کی» به پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای هند تبدیل شده و در عین حال جزو متفاوت ترین آثاری است که تلاش کرد مفهوم تکثرگرایی دینی را با زبان سینما و همراه با جذابیت کمدی و رمانس به مخاطبین عرضه کند. بعد از فیلم «من خان هستم» که آن هم در مورد مذهب بود این بار هم بالیوود در مورد خدا فیلم ساخته است.
پی.کی موجودی فضایی است که در سفر به زمین دچار مشکلاتی می شود و ریموت کنترلش که برای بازگشت به سیاره‌اش نیاز دارد را می دزدند. او در ادامه متوجه می‌شود فردی به نام خدا می‌تواند مشکل او را حل کند. پس شروع می کند به جست و جوی خدا. تصویری از یکی از الهه های هندی را چاپ و تکثیر می کند و بین مردم به عنوان «گمشده» توزیع می کند. ناآشنایی او با اعتقادات عجیب مردم در برخی موارد خنده دار و کمدی می شود و در عین حال تماس  با اعتقادات متنوع و متکثر هندیان که هر کدام خدایی و اعتقادی متفاوت دارند او را به سوالاتی در مورد اینکه خدا کجاست؟

  • رضا کریمی