تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

۶ مطلب با موضوع «دولابی» ثبت شده است

مرحوم #دولابی می گفت: خدا هنوز دستش در آب و گل است(مصباح الهدی,ص 359)
گاهی طینتی ناخالص و حتی کافرانه به ما داده شده و عملمان بی اثر است. اگر بیچاره و مستضعف باشیم عقاب نمی شویم ولی اگر شناخت داشتیم ولی به تکلیفمان (ولو دعاکردن) عمل نکردیم مسئول هستیم.
مگر نه اینکه طینت های کافر و مؤمن با هم مخلوط شده اند و مگر نه اینکه خدا زنده (مومن) را از مرده (کافر) بیرون می کشد؟

  • رضا کریمی

  اگر سیر ابراهیمی را واقعی بدانیم نه نمایشی (چنانچه که برخی روایات و عرفا آن را واقعی می دانند) می توان برای دیگران هم منزلتی مشابه و قابل تأسی قائل شد. از زندگی مرحوم دولابی می توان نتیجه گرفت که او هم سیر ابراهیمی در زندگی را طی کرده و کوکب و قمر و شمس را دریافته و گذر کرده است.
سیر دولابی با سیر ابراهیم نبی در سوره انعام مشابهتهایی دارد که ما را وامی دارد تا بگوییم هر یک از ما ابراهیم درون داریم و باید اهل صیروت باشیم:

  • رضا کریمی

  چند روز بعد از رحلت مرحوم دولابی نامش را شنیدم و مدتها بعد که کتاب #مصباح_الهدی را خواندم تازه او را شناختم. او بعد از مرگش گسترش پیدا کرد شاید چون در روز دحوالارض زمین را بدرود گفت.
سال‌روز وفات  حاج محمد اسماعیل دولابی در روز  دحوالارض 25 ذی‌القعده 1423 قمری است.
دولابی برای برخی یک صاحبدل است و برای برخی فردی است اهل محبت و ولاء که دین را دوست داشتنی معرفی می کرد.  غرب گرایان او را عارف عرفی‌گرای شیعی نامیدند. اخیرا هم جریانات ضدعرفان هم او را تخریب می کنند!
اما او برای من یک متفکر صاحب نظر است

  • رضا کریمی

شراب طهور درباره سلوک عرفانی است و شش فصل دارد: عناوین کلیّات، در آستانه ى سلوک، بنیادهاى حیات و سلوک عرفانى، روحیّات عرفانى، پایه هاى اصلى سلوک و آداب سلوک است . می توان گفت که در میان آثار نویسنده جامع ترین اثر سلوکی همین کتاب  است که در مورد بسیاری مفاهیم رایج توضیحات مفیدی بیان کرده است به عنوان مثال، در بحث توحید در رازقیت جامع ترین بحث قرآنی روایی که تابه حال خوانده بودم در این کتاب بود (ص139). علاوه بر این در سطحی نظری تر، تبیین ساده ای از مبادی عرفان نظری (ص40) را نیز به دست داده است.

 

زبان این کتاب ساده  است و مهدی طیب،  نویسنده کتاب ، از حاضرین فعال در مجالس مرحوم دولابی است که کتاب مهم و پرمخاطب «مصباح الهدی» را که از طریق تدوین تقریرات مرحوم دولابی تهیه شده است روانه بازار نشر کرده است. «شراب طهور» هم هر چند بدون ذکر نامی از استاد است اما اثر اندیشه های او در آن پیداست. مثلاً یکی از نکات مهم این است که در سلوک، محبت از خداست و اگر بنده حبی دارد بازتاب آن است، چنین دیدگاهی بر اساس نگرش توحیدی است که برای بنده چیزی نمی گذارد حتی محبت. نویسنده از این حب بنده با عبارت «تحبب» یاد می کند(ص114).

برای کسانی که می خواهند از طریق مطالعه وارد وادی سیر وسلوک عرفانی اهل محبت و ولا (مرحوم دولابی) بشوند می توان این کتاب را معرفی کرد. مطالب مطرح شده در این کتاب بسیار ساده ، قرآنی و روایی و به دور از حاشیه ها و تأویلات و شطحیات برخی کتب است و در عین حال مانند یک پل مخاطب را مستعد دریافت معارف بالاتر می کند. همیشه بزرگان اهل معرفت به چنین مقدماتی احتیاج دارند. کتاب مفید و موثر «مصباح الهدی» نیز چنین مقدمه ای را دارد. البته «مصباح الهدی» هم خالی از تصرفات مهدی طیب (حداقل به عنوان تقریرکننده و تدوین گر) نیست و متن اصلی و بدون تصرف سخنان مرحوم دولابی از اندیشه و معنویت بالاتری برخوردار است به همین جهت مجموعه کتب «طوبای محبت» از اصالت  برخوردار است(و حتی می توان گفت محتوایی ثقیل تر دارد) که می تواند به عنوان انتهای سیرمطالعاتی توصیه شود. بنابر این به دولابی خوانان توصیه می شود که اینگونه بخوانند:

مرحله اول: شراب طهور  ، مرحله دوم: مصباح الهدی،  مرحله سوم: طوبای محبت

یکی از مزایای چنین سیری این است که تصورات از اندیشه های متعالی مرحوم دولابی را ترقی می دهد و اصلاح و تکمیل می کند. نقطه مرکزی در اندیشه مرحوم دولابی نگرش توحیدی ولایی است. بر این اساس ایشان بر حدیث مهم اولوالالباب بسیار تأکید می کنند( که متن کامل عربی فارسی آن در مقدمه کتاب طوبای محبت و در کتاب مصباح الهدی آمده است) اما در «شراب طهور» اثری از متن کامل آن حدیث یا شرح و توضیح متن یا مفهوم اصلی آن وجود ندارد. علاوه بر این ، به نظرم در کتاب شراب طهور برخی نکات چندان با اصل اندیشه توحیدی  در طوبای محبت همخوانی ندارند. مثلاً استاد طیب در ص26 کتاب یکی از شاخصه های سلوک را «متعمقانه بودن» معرفی می کند در حالی که در سخنرانی مرحوم دولابی  در عین اهمیت قائل شدن برای تعقل و تفکر، به «تعمق» روی خوشی نشان داده نشده است و بیان این شاخص بی دقتی در فرهنگ سخنان آن مرحوم است. در جای دیگر ، استاد طیب معتقد است شروع معرفت با استدلال و برهان است(ص146) که به نظرم بازهم این تبیین نادقیق است، چنانچه که در جایی دیگر دومین راه یقین تلقین معرفی شده (ص151) که بازهم چنین توضیحی سبب شده اهمیت تلقین و اهمیت گذر از عقل استدلالی در سلوک توحیدی و اهل ولاء مغفول بماند...

و نمی دانم! شاید هم اگر صراحت بیشتری در کار می بود نمی توانستیم «شراب طهور» را برای آنانکه در آغاز راه هستند کتاب مناسبی بدانیم.

  • رضا کریمی

در مورد علت واقع شدن کربلا ۴ نظر را می توان یافت:

  • رضا کریمی

سالهاست که درباره تحریفات عاشورا سخنها گفته و نوشته اند اما یکی از مهمترین تحریفات فراموش شده است و آن پیچیده کردن و خاص کردن عاشوراست. عاشورا مردمی است اما مدعیان علم تحریف آن را محدود می خواهند. طوری که با گفتن جملاتی همچون شعور از شور مهمتر است حاشیه و متن جای خود را عوض کردند. متن اصلی کربلا کرب و بلاست و محور شخصیت حسین علیه السلام گریه است: من کشته اشکم هیچ کس من را یاد نکند جز آنکه می گرید (امالی شیخ صدوق). روشنفکران این سخن را نمی پسندند و برخی آن را مجعول می دانند. اما این تحلیل هماهنگ با کلیت عاشورا و کربلاست. مگر نه اینکه بهترین عزاداری این است که عزاداری باشد! یعنی گریه داشته باشد البته گریه ای که در مظلومیت حسین باشد. 
نمی توان انکار کرد که در عزاداری های عاشورایی تحریفات زیادی رخ داده اما این مراسم مذهبی یکی از کم تحریف ترین مراسمات ماست!! شاید این جمله عجیب و متعصبانه و عوامانه به نظر بیاید. اما اگر نتیجه تحریف را انحراف از مسیر اصلی به سوی هدف بدانیم، می بینیم که سلوک عاشورایی از بسیاری مراسمات و تلاشها بهتر و بیشتر ما را به مقصد می رساند! بسیاری جلسات، تجمعات، نوشته ها و توصیه ها بسیار علمی و حساب شده به نظر می رسند اما چقدر در زندگی توحیدی ما جریان دارند و در عبودیت (تسلیم امر الهی شدن) مثمر ثمر واقع می شوند؟ 
علت اینکه گفته اند سفینه حسین وسیع ترین و سریع ترین است این است که انسان در رنج آفریده شده و همه ما در کرب و بلا و گریه هستیم و لحظه ذبح با درجات پایین تر در زندگی همه رخ می دهد. اهل تسلیم مثل حسین علیه السلام با رضا به قضا دادن  با سرعت به سوی خدا می روند. ما به جای اعتراض به عاشورا سجده شکر به جا می آوریم! و می گوییم: الحمد الله علی عظیم رزیتی! می گوییم سلام بر اباعبدالله تا وقتی که شب و روز باقیست، در هر زیارت می خواهیم که این آخرین عهد ما نباشد. چرا؟ همه زمین ها کربلا وهمه ماهها محرم است و ما همه روز زیارت عاشورا می خوانیم چون همه روزها عاشوراست. مرحوم دولابی از این اصل نتیجه عجیبی می گیرند: لابد همه ما امام حسین هستیم! (مصباح الهدی، ص300). کربلا کرب و بلاست. حسین علیه السلام شبیه ترین اولیاء به مردم است و سفینه او سریعترین و راه او مردمی ترین، چون رنج رایجترین جریان زندگیست.

  • رضا کریمی