تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

۸ مطلب با موضوع «آوینی خوانی» ثبت شده است

آقای #حسن_عباسی  یادداشتی برای #روزنامه_جوان نوشته است و گفته است آوینی را با سبک زندگی‌اش بشناسیم نه آثارش! او با این جمله تصمیم گرفته است که آوینی شهید را به جای آوینی متفکر به رسمیت بشناسد! ولی آیا نمی شود این دو را یکی دانست؟

  • رضا کریمی

این کتاب کوچک حرفهایی بزرگ و اجمالی و ناتمام دارد که برای برخی از آنها می توان یک کتاب نوشت.

فهم و هضم برخی از این نظریات ساده نیست و حتی ممکن است ما را به مخالفت وادار کند ولی اگر به این نظریات نزدیک شویم آن وقت می فهمیم که چقدر آوینی را کم می شناختیم.

 

آوینی و تاریخ باطنی عالم

بر اساس دیدگاه شهید آوینی ما دو تاریخ داریم:ظاهری و باطنی؛ روز و‌روزگار.
مقالات اولیه کتاب آغازی بر یک پایان به این موضوع اختصاص دارند

  • رضا کریمی

شهید آوینی در یک یادداشت در بهمن 1369 جمله «اکتاویو پاز» که آن ایام روی جلد یک مجله روشنفکری نقش بسته بود را نقد می کند: «هر اتاقی مرکز جهان است». او این جمله را اومانیستی می داند و می نویسد:
«این جمله ای است که روی جلد اولین شماره یکی از نشریات جدید الانتشار، از اکتاویو پاز نقل شده، جمله ای که در آغاز خود را خیلی عالمانه می نماید و خوش خط و خال، اما در باطن، ام الشعائر دهکده جهانی آقای مک لوهان است که علم شده تا مدعیان نسل سوم زیر آن سینه بزنند . توضیح واضحات اینکه به قول قدما که میگفتند «شرف المکان بالمکین»، اعتبار اتاق نیز به آن ذی روحی است که در اتاق می زید، یعنی «انسان» و به عبارت بهتر «بشر»؛ آن هم نه یک اتاق خاص، هر اتاقی! و نه یک بشر خاص، هر فردی از افراد بشر؛ یعنی اومانیسم، و آن هم متنزل ترین صورت آن، که اندیویدوالیسم باشد.»
حدود یکسال بعد از این یادداشت آیت الله خامنه ای در 5اسفند1370 فرمودند: در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید.
به نظر می رسد این دو جمله در ظاهر به هم شبیه باشند و در باطن از همدیگر فاصله بنیادین داشته باشند. از جمله بعدی ایشان که گفتند «آگاه باشید که همه‌ی کارها به شما متوجه است» می فهمیم که  این جمله اشاره به این دارد که برای کار و خدمت مکان مهم نیست و همه جا می شود بهترین کارها را انجام داد.
اینجاست که بعد از این ایشان می گویند:
« آمادگی دارند از عالی ترین مقام اجرایی به دور ترین نقاط بروند. چند ماه قبل از رحلت امام (رضوان‌اللَّه‌علیه)، مرتب از من میپرسیدند که بعد از اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری میخواهید چه‌کار کنید. من خودم به مشاغل فرهنگی زیاد علاقه دارم؛ فکر میکردم که بعد از اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری به گوشه‌یی بروم و کار فرهنگی بکنم. وقتی از من چنین سؤالی کردند، گفتم اگر بعد از پایان دوره‌ی ریاست جمهوری، امام به من بگویند که بروم رئیس عقیدتی، سیاسی گروهان ژاندارمری زابل بشوم - حتّی اگر به جای گروهان، پاسگاه بود - من دست زن و بچه‌ام را میگیرم و میروم! واللَّه این را راست میگفتم و از ته دل بیان میکردم؛ یعنی برای من زابل مرکز دنیا میشد و من در آن‌جا مشغول کار عقیدتی، سیاسی میشدم! به نظر من بایستی با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛ در این‌صورت، خدای متعال به کارمان برکت خواهد داد».
برای این جمله می توان بیشتر سخن گفت و هم مباحثی را مطرح کرد. وقتی تفاوت انسان مداری قرآنی (که خدا عالم را برای انسان خلق کرد) با انسان محوری اومانیستی و غربی درک کنیم. تفاوت این دو جمله ظاهرا قریب و باطنا غریب را هم  می توان بهتر فهمید.

  • رضا کریمی

  #شهید_مطهری  عاشورا را عقلانی تفسیر می کند حتی به دلیل  طرح حماسه حسینی و‌به دلیل مبارزه با تحریفات با برخی احساسات هم مقابله می کند. #سید_مهدی_شجاعی عاشورا را با روشی فاخر و معتدل به صورت لطیف و احساسی و در قالب روضه مکتوب بیان می کند. اما می توان گفت #شهید_آوینی عقل و‌ احساس را  توأم با هم درگیر می کند.

روایت فتح و فتح خون (گنجینه آسمانی) دو اثر پر جذبه آوینی هستند که در دوران معنوی زندگی او در دهه شصت نگاشته شده اند. رشد نظری آوینی  از سال 68 به بعد است ولی این دو به صورت اشاره وار حاوی بذر اندیشه ای بودند که او سالها بعد در مقالات سوره تبیین کرد

  • رضا کریمی

  هنر انقلاب اسلامی اکنون با موضوع «جذابیت در رسانه دینی»[1] مواجه است شهید آوینی هم در دغدغه های خود متوجه موضوع «جذابیت در سینما»[2] بود و نوشت: جذابیت «شرط لازم» است، اما «کافی» نیست، چون شرط کافی نیست نمیتوان در باب آن حکمی مطلق صادرکرد. جذب تماشاگر نمیتواند همه‌ی هدف فیلمسازی باشد، اگرچه جاذبیت اولین شرطی است که اگر وجود نیابد، مفهوم فیلم محقق نمیشود. پس، از این واقعیت نمیتوان حکمی استخراج کرد مبنی بر تأیید آنچه اکنون در سینمای تجاری میگذرد.» بعد از این مسئله است که می پرسد: « تا کجا میتوان از جاذبیت‌های سینمایی سود برد؟ و آیا تماشاگر باید خود را به هر جاذبه‌ای در فیلم تسلیم کند؟». پاسخ به این پرسش دغدغه هنرمندان انقلاب اسلامی بوده و باز هم نیازمند پاسخ است. رسانه انقلاب اسلامی در کشاکش این مسئله قرار دارد که چگونه ضمن حفظ شریعت جذابیت را هم حفظ کرد؟ باید بپذیریم که این مسئله به سادگی قابل اجرا نیست و سختی شرایط در زمانه مدرن مزید بر علت شده است.

  • رضا کریمی

  از زمانی که شهید آوینی در در دهه شصت مقالاتی در باب «توسعه و مبانی تمدن غرب» نوشت و بعدها با این عنوان به کتاب تبدیل شد سال ها می گذرد. آن روزها توسعه آن چانکه امروز از آن سخن گفته می شود شناخته شده نبود. آوینی در گمنامی بخشی از جامعه انقلابی را متوجه رابطه توسعه و خاستگاه غربی آن کرد. او گفت که توسعه اقتصاد محور است و بر مبنای تلقی خطی و داروینی از تاریخ قرار دارد. او از دیکتاتوری اقتصاد و نظام غیردینی آموزشی غرب سخن به میان آورد و از قلب مفاهیم و واژگان نوشت. او در آن کتاب معدود کتاب های ترجمه شده در افشا و نقد ماهیت مخرب توسعه را معرفی و تحلیل کرد.

اکنون دیگر مانند آن روزها ماهیت توسعه ناشناخته نیست. حدود بیست سال بعد از آن مقالات کار به جایی رسید که به جای واژه توسعه واژه «پیشرفت» به عنوان جایگزین و بدیل بومی انتخاب شده است تا همه بدانیم ما نه به دنبال آرمان های تمدن غرب که به دنبال الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هستیم. در حال حاضر ده سال است که از انتخاب رسمی عبارت «پیشرفت» توسط مقام معظم رهبری می گذرد. حدود ده مرکز و گروه و شورا دراین مورد تشکیل شده اند. مجلات و کتابها در این مورد مطالب زیادی نوشته اند. گرچه نمی توان گفت که همه حرفها گفته شده است و تکلیف همه الگوها روشن شده است اما به هر حال راهی گشوده شده است و گفتمانی به عنوان رقیب تفکرهای غربی قد برافراشته است.

در حال حاضر عده ای از فرزندان انقلاب اسلامی در مرحله برنامه نویسی و تصویب قانون به راهروهای دستگاه های دولتی و مجلس و فضای رسانه ها رفت و آمد می کنند تا بلکه مرحله دولت سازی (مرحله سوم سیر تمدنی مقام معظم رهبری) به جایی برسد. پیش از این برخی از اساتید فلسفه که در معرفی ماهیت توسعه به فرزندان انقلاب سهم فراوانی داشت راهی برای تحول در علوم انسانی مطرح کرده و نوشته بود: «اگر بتوان حکم اجمالی دائر بر غربی بودن علوم انسانی را تفصیل داد، شاید راهی به علوم انسانی دیگر با نظرهای تازه در این علوم هم باز شود»(علوم انسانی و برنامه ریزی توسعه، ص271). اما عده ای با سرعت بیشتری به پیش می روند. مسئله اصلی تقابل اسلام و غرب است و تقابل و تمایز شاخص ها و موازین ما و غرب به شفافیت رسیده است. گرچه در مرحله تولید علم هنوز راهی طولانی در پیش است اما برخی پیاده روی در این راه را آغاز کرده اند. هر کس هر چقدر می تواند در این مسیر خدمت کند.

  • رضا کریمی
حجت الاسلام عباس محسنیبعد از 5ساعت گفت و گو و مباحثه می توانم اینگونه نتیجه بگیرم که حجت الاسلام عباس محسنی «شاگرد شارح» سیدمرتضی آوینی است. در این زمانه بسیاری مدعی همفکری با آن شهید هستند اما برخی اساسا اهل شرح آرای او نیستند و تنها نامش را می برند و برخی  – مانند مرحوم مددپور- که در شرح برخی نظریاتش کتاب نوشتند هم «شاگرد» نیستند و خود را از منظر یک «معرف» یا چیزی شبیه به آن می بینند.

 

  • رضا کریمی

کتاب فتح خون کتاب شرح ادبی عرفانی و ناتمام ماجرای کربلا و به عبارت دیگر شرح بخش عاشورایی کتاب موسوعه الکلمات الامام حسین ع است. متن نهایی پس از شهید آوینی منتشر شده است و حتی به نظر می رسد عنوان فتح خون از او نباشد! و عبارتی هم در کتاب نیست که معنای مورد نظر از فتح خون را توضیح دهد.

این کتاب را می توان در دسته بندی های مختلفی جای داد: تأویل عرفانی، مقتل امام حسین ، نثر ادبی، تحلیل تاریخی و... همه برای آن قابل تعریفند. به نظرم شأن کتاب هم به عنوان اثری ادبی و هم اثری تحلیلی تاریخی و هم به مثابه یک روضه و یک مقتل قابل تأمل است. انصافا باید گفت که کلمات نافذ و عبارات موثر سیدمرتضی آوینی در قلب خوانندگانش مستقر می شود.

نویسنده گاهی سوالاتی از تاریخ مطرح می کند که نشان از ذهنی پرسشگر دارند: مثلا از شخصیتهای تاریخی  پرسش و پاسخهای قابل تأمل صورت می گیرد: عبدالله بن زبیر که بود؟ (ص12). یا می خوانیم که: مردانی چون « حبیب بن مظاهر » و » مسلم بن عوسجه » که در کوفه نیز مسلم را همراهی می کردند ... اما چه شد که چون مسلم بن عقیل از مسجد بیرون آمد ، هیچ کس با او نبود؟ خدا می داند . روایات در این باره گویایی ندارند(ص28). سوال مهم دیگری که ممکن است برای عده ای چندان مهم نبوده و یا حتی آزارشان دهد این بود که امام بعد از گفت گو با حر تصمیم به مراجعت گرفت، این سخن در بسیاری از تواریخ آمده است، اما به راستی آیا امام قصد مراجعت داشته اند؟ (ص50) پاسخی داده نمی شود و پرسش از تاریخ در جان پرسشگر سید باقی می ماند تا شاید عنایتی ببیند. مسئله مهم این است که پاسخ عجولانه ای برای این پرسش ها جعل نمی شود وتنها پرسش به صورت جدی مطرح می گردد.

گاهی قلم به اوج غنای  ادبی و معنایی می رسد:

زمین و آسمان در انتظارند . فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر. فرات تشنه مشکهای اهل حرم است و بیابان تشنه خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛ اما نه آن تشنگی که با آب سیراب شود... او سرچشمه تشنگی است(ص69)

یا مثلا :

یاران! اینجا حیرتکده عقل است ... و تا »خود» باقی است ، این«حیرت» باقی است . پس کار را باید به «مِی» واگذاشت ؛ آن مِی که تو را از «خویش» می رهاند و من وما را درمسلخ او به قتل می رساند . آه ! ان الله شاء ان یراک قتیلا.

کتاب فتح خون یک اثر فاخر است که عباراتش را می توان در گوشه و کنار فضای هیئتی و ادبی کشور دید. ویژگی اصلی آن را می توان پیوند عقل و احساس و همگامی ادبیات و تحلیل های تاریخی دانست ، ویژگی ای که در آثار مشابه – مانند آثار سیدمهدی شجاعی - کمتر یافت می شود؛ اینجاست که باید گفت این اثر در کارنامه سیدمرتضی آوینی یک متن منحصربه فرد است.

------------

- این روزها با تعدادی از دوستان کتابهای شهیدآوینی را می خوانیم. و اولین هم کتاب فتح خون بود.

- شماره صفحات از روی نسخه چاپی نشر ساقی است نه نشر واحه که به تازگی چاپ مجموعه آثار را برعهده گرفته است

- سایت مشرق این مطلب را منتشر کرد: اینجا

- سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس این مطلب را منتشر کرد : اینجا

 

  • رضا کریمی