تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

به سپیدی یک رؤیا، فاطمه سلیمانی ازندریانی، کتاب نیستان

وقتی با یک رمان در مورد یک شخصیت معنوی دینی روبرو می شویم چند پرسش مهم به ذهن می رسد:

1.معنوی بودن شخصیت رمان چقدر به تصویر کشیده شده است؟ 2.رمان بودن اثر چقدر به چشم می آید؟ 3. سندیت تاریخی اثر چقدر رعایت شده است؟

1
پرسش اول این است که چقدر این رمان شخصیت معنوی و دینی حضرت فاطمه معصومه (س) را نشان می دهد؟ دشواری وقتی مضاعف می شود که خواننده از یاد زیارت یک حرم به سراغ شخصیت آن در گیرودار مسائل خانوادگی و اجتماعی می رود و ممکن است با تصویری که از این شخصیت ساخته است سازگار نباشد. اما بزنگاه های معنوی در داستان فراوانند از روابط عاشقانه برادر و خواهر (امام و مأموم) گرفته تا روایت احادیث ناب در حین داستان از زبان شخصیتها که بر معنویت رمان افزوده است. ورود در جزئیات زندگی یک قدیس یک تیغ دولبه است. چون هم موجب صمیمیت و قرب به آن شخصیت می شود (این اتفاق که قبلا در روضه ها رخ می داد اکنون در قالب جدید رمان رخ می دهد) و هم می تواند موجب بیان تفسیر به رأی و شکستن حریم قدسی آن شود.آن
2

برخی اساتید معتقدند که درباره مقام حضرت فاطمه معصومه (س) کار پژوهشی انجام نشده است و خود نویسنده هم در مصاحبه ای عنوان کرده است که در مورد این شخصیت کتاب سازی صورت گرفته تا کتاب نویسی یعنی منابع مشابه یکدیگر و با اطلاعات تکراری نوشته شده اند.  حتی در این کتاب برخی نقل ها مانند مسمومیت در ساوه ذکر نشده است. این اثر رنگ پژوهشی دارد و 50 منبع تاریخی و تحلیلی که یک پنجم آن مقالات هستند در بخش منابع درج شده است. اما پرسش این است که با وجود اختلافات مورخین در مورد تاریخ تولد و وفات و تجرد فاطمه معصومه (س) چه باید کرد؟ فکر می کنم اختلافات و ابهامات است راه را برای رمان نویس باز می کند تا نتیجه تلاش های فکری و ذهنی خود را با زبان حال[1] یا نتیجه گیری های ویژه ظاهر کند. یکی از روشها کاری است که نویسنده در مورد مانند راز تجرد دختران امام موسی کاظم (ع) انجام داده است و در قالب گفت و گوی تعدادی از شخصیتهای داستان ابتدا نظریات بررسی و نقد شده و در نهایت هم به کار به صلاح و مصحلت امام رضا (ع) واگذارده شده است.

ویژگی رمان علاوه بر جزئی نگری، حدیث نفس هم هست. شاید به همین دلیل راوی کنیز قهرمان داستان است نه اول شخص یا قهرمان داستان.

3

انتخاب زاویه دید یک کنیز همیشه همراه، سبب می شود نویسنده در بیان برخی احساسات زنانه و عادی انسانی راحت و آزاد باشد و افزایش کشش های داستانی ضربه ای به اصل شخصیت معنوی داستان وارد نکند. هر چند مایه های کشش داستانی در اثر زیاد وجود دارد: سفر، تفاوت مراتب اعضای خانواده وبیان اختلافات خانوادگی (پایان داستان هم به نوعی به این تفاوت مراتب اشاره دارد)، بیماری، خطرات تهدید کننده، روابط محبت آمیز میان برادر و خواهر و دختر و پدر و اجداد.

نکته ای قابل تأمل این است که اساسا نویسنده در پیش فرضهای مدرن اسیر نیست؛ سبک سنتی و یک روایت ساده و زلال و بدون توصیفات جزئی نگرانه سبب شده با یک قصه پردازی کلاسیک روبرو باشیم[2]. این سبک چیزی در میانه سبک سنتی سیدمهدی شجاعی و  سبک مدرن و پست مدرن برخی رمان های دینی مانند «من او» و «پنجشنبه فیروزه ای» است.

حتی اینکه کل داستان از زبان یک کنیز روایت می شود نشان عدم نگرانی نویسنده از بیان مناسبات ماقبل مدرنیته است؛ در رمان های پیروان اهل بیت باید توضیحی برای این نوع مناسبات متروک وجود داشته باشد. در اینجا می بینیم که نویسنده ضمن اینکه به مناسبات اشاره برده داری دارد، برای بیان صحیح از این مناسبات تلاش می کند: مانند ترسیم رضایت کنیز از کنیز بودن، اشاره به موارد متعدد آزاد کردن برده، روابط عادلانه مولا با بردگان و کنیزان.

***

این رمان با توصیف یک هجران شروع می شود و با هجرانی دیگر به پایان می رسد؛ با غم هجران خواهر از برادر در مدینه شروع می شود و با وفات یک خواهر و جدایی خواهر دیگر از برادر به پایان می رسد. در شروع رمان جدایی و هجران از نوع بعد مسافت است و همین جدایی تا پایان سبب کشش داستانی برای وصال مجدد می شود. اما در پایان هجران به نحو معنوی به وصال (در قالب طی الارض برادر برای به خاک سپاری خواهر) تبدیل می شود. اما هجران معرفتی خواهری دیگر از برادر همچنان به قوت خود باقی است: آنجا که اسماء[3]مدام برادر و برادرزاده را صدا می زند اما داستان بدون جواب آنها به پایان می رسد...

 

[1]  یکی از ویژگی هایی که رمان را به بیان سنتی مذهبی ها نزدیک می کند زبان حال است. زبان حال در فقه به رسمیت شناخته شده و لازم نیست هر چیزی رسما نقل شده باشد داستان زبان حال است نه زبان قال یا زبان فعل. پس باید به چیزی استناد کند نه اینکه همه اش مستند باشد.
زبان حال عبارت است از وضعیت ظاهرى و رفتارى شخص که بیانگر اندیشه یا احساس او باشد. یا آنچه که‌به طور ضمنى مى‌تواند اندیشه یا احساس کسى را بیان کند یا مناسب حالت روحى یا وضعیت ظاهرى او باشد. 
در پاسخ به استفتاء در مورد ذکر  مصائب اهل بیت علیهم السّلام در قالب زبان حال فقها پاسخ داده اند: در صورتى که شنوندگان یا بیشتر آنان بدانند که آنچه گفته یا ارائه مى‌شود حکایت حال است نه آنچه رخ داده، جایز است. البته اگر زبان حال، زبان حال مصائبى باشد که اتفاق نیفتاده یا با آنچه اتفاق افتاده و یا با صاحب مصیبت سنخیتى نداشته باشد، جایز نیست. 
برخى گفته‌اند: در صورتى که قصد زبان حال گو از آنچه مى‌گوید بیان حال باشد، هرچند همه یا بعض شنوندگان، به زبان حال بودن آن واقف نباشند، جایز است.

[2]  البته عنوان کتاب «به سپیدی یک رؤیا» با محتوا چندان همخوان نیست و شاید عنوانی که به سفر یا رابطه برادر و خواهر اشاره می کرد بهتر بود. من شخصاً عنوان فیلم فرانکو زفیرلی را برای این کتاب بیشتر می پسندم: برادر خورشید، خواهر ماه

[3]  اسماء شخصیت تخیلی است که وجود چنین کاراکتری در داستان می تواند اثرات مثبت یا منفی خودش را داشته باشد.

  • رضا کریمی

نظرات (۱)

با سلام
ضمن احترام زیادی که بعنوان صاحبنظر برای شما قائلم بخصوص در نقد نمیدانم چرا این اثر را قابل بحث دانستید صرف موضوع زندگانی حضرت معصومه ع نباید دلیل محکمی برای اینگونه مباحث باشد لطفا کتابهای قویتری را به نقد و بررسی بکشید.شخصا معتقدم حتی یک سوم از منابع پایان کتاب در متن بکار برده نشده گرچه رمان اصلا نیازی به ذکر منابع ندارد حتی اگر رمان تاریخی هم باشد... .
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی