تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

ارمیا کتابی از منظر یک نویسنده است که به جای دیدگاه سیاسی و اجتماعی روایتی عاشقانه از جنگ را عرضه می کند.

  ارمیا نام پیامبر بنی اسرائیل در زمان اسارت این قوم به دست بخت نصر پادشاه بابلی است که نام یکی از بخشهای عهد عتیق با عنوان «کتاب ارمیا» هم هست. ارمیا نماد پیامبری در زمانه عسرت و سختی است و شاید به دلیل غم های ارمیاست که بخش بعدی در عهد عتیق «مراثی ارمیا» نام دارد.

در رمان «ارمیا» در تفسیر ذوقی قرآنی هم علت نامگذاری دیگری برای کتاب پیدا می شود: صیغه امر از فعل «رمی» است در آیه وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ (انفال/17) که به صورت تثنیه درآورده شده است. ارمیا و مصطفی (دوست شهید همیشگی اش) با هم تیرمی انداختند: ارمیا!

به طور خلاصه داستان ارمیا داستان رزمنده ای است که در خاطره جبهه و دوست خود اسیر مانده و نمی تواند با دنیای جدید ارتباط برقرار کند. این شخصیت از یک طرف شباهتی به ارمیای نبی دارد و از طرف دیگر شباهتی به تیرانداز(رمی) خداگونه در سوره انفال!

فلش بک ها و یاد گذشته حس نوستالژی را در ادبیات و سینما به وجود می آورند. در رمان ارمیا هم فلش بک های قابل توجهی دیده می شوند.

***

ادبیات دفاع مقدس را به دسته های مختلفی می توان تقسیم کرد از یک حیث می توان این ادبیات را به چند دسته تقسیم کرد:

ادبیات عامه پسند مانند «دا» و «نورالدین پسر ایران» و... که روایت های ساده و عامه پسندی از شیرینی ها و تلخی ها جنگ و حواشی آن روایت می کنند.

ادبیات صلح طلب و ضد جنگ مانند «من قاتل پسرتان هستم» (احمد دهقان) و شطرنج با ماشین قیامت (حبیب احمدزاده) کهبه جنبه های منفی جنگ به طور کلی می پردازند.

ادبیات نوستالژیک جنگ مانند رمان ارمیا. وصیت نامه شهید باکری چنین وضعیتی را پیش بینی کرده است. نوستالژی جنگ در سینما و ادبیات ما نمونه هایی دیگر هم دارد: «برج مینو» از ابراهیم حاتمی کیا و «مزرعه پدری» از رسول ملاقی پور  در سینمای دفاع مقدس هم خاطرات حسرتبار رزمندگان دفاع مقدس راروایت کرده اند.

***

ارمیا نمادی است از انسان هایی که در نوستالژی و حسرت مستی دوران جنگ به سر می برند و از صحو و بیداری دوران پس از جنگ فراری هستند. امیرخانی با استعاره «ماهی» بیرون افتاده از دریا به خوبی این حال و وضع را توصیف می کند. این اثر پر  است از لطافت های معنوی اما بر اساس معنویت جبهه، داستان اقتضای عشق های دنیوی مانند انچه از عشق ارمیا به آرمیتا در رمان «بیوتن» می خوانیم در خود ندارد. جبهه جای این حرفها نیست و ارمیا هنوز در جبهه است. ارمیا در «ارمیا» عاشقانه و با لذت زیر دست و پای عزاداران امام خمینی (ره) می شکند و مانند ماهی بیرون افتاده از آب خرد می شود. اما ارمیا در «بیوتن» رزمنده ای است که به درون جامعه و مردم می رود تا کاری کند.

هر چه رو به پایان داستان می رویم آزادگی و بی تعلقی ارمیا در جنگل به اوج خود می رسد. مجموعه ماجراهایی که موجب ترک شهر توسط او می شود، مخاطب را آماده و مستعد خواندن یک غسل تعمید می کند؛ آنچا که در جنگل خوابیده و نفس های حیوانی را احساس می کند و می بیند یک گراز او را می لیسد پس فرار می کند و بعد هم با خودش کلنجار می رود که با این نجاست و بزاق خشک شده چه کند؟ توصیف شرایط، ارمیا و خواننده را متقاعد می کند که باید تمامی لباس هایش را در بیاورد و در آب سرد فرو برود (ص218). بعد از این اتفاق است که توسط معدن چی ها پیدا می شود و بعد هم خبر رحلت امام را می شنود.

خرد شدن ماهی وار ارمیا از طرفی سخت و از طرفی عاشقانه است. توصیف این صحنه ها در عین خشونتی که در آن است سبب انزجار نمی شود بلکه مانند دیدن جاری خون شده بر صورت یک شهید لطافت دارد نه انزجار.  من هم شکسته شدن استخوان ارمیا را عاشقانه و همراه با حس رهایی خواندم.

اساساً یک پایان بندی خوب در ماندگاری اثر بسیار مؤثر است. هر چند افتتاحیه رمان آنقدر گیرا نبود اما پایان آن در ذهن ماندگار می شود؛ ارمیا با آن  غربت و انزوا شاید پایانی جز اینگونه شایسته اش نبود.

 

* این یادداشت برای جلسه نقد و بررسی کتاب ارمیا نوشته شد.

کتاب ارمیا نقد وبررسی شد + تصاویر

 
  • رضا کریمی

نظرات (۱)

سلام.دوست دارم به پایان بحث انگیز داستان بپردازم زیرا در جلسه نقد تقریبا" به تمام آنچه بنظرم رسیده بود اشاره شداما در نقدی که برای خود از ارمیا نوشتم گفتم پایان کتاب همان است که انتظار داشتم مگر می شود سرنوشت مقلدان حقیقی خمینی کبیر جز شهادت باشد؟ فدایی امام!از آنچه در پایان داستان هم میخوانیم چنین برداشت می شود. حالا چطور آقای امیرخانی در کتاب بعدی نظرشان عوض می شود خدا عالم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی