تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

اگر بگوییم علم جدید ماهیتی تجربی دارد نمی توانیم تقابل آن را با نگرش توحیدی متوجه شویم،  اما اگر بدانیم علم جدید قبل از آنکه تجربی باشد ریاضیاتی است آن وقت مسئله تغییر می کند.

داوری اردکانی در سمینار علوم ریاضی و چالش ها  بازهم نظر خود مبنی بر اینکه علم جدید ماهیتی ریاضیاتی دارد را تکرار کرد و گفت:

«معنی ریاضی  بودن علم جدید صرفاً این نیست که علوم به ریاضیات نیاز دارند و در محاسبات خود باید از ریاضیات بهره بگیرند. علم جدید از آن جهت ریاضی است که جهان ریاضی شده است. ما جهان را با نظر ریاضی نگاه می کنیم. گالیله و دکارت جهان را جهان ریاضی یافتند و گالیله حتی گفت که خداوند مهندس است و جهان را با قلم ریاضی آفریده است. جهانی که ریاضی است فیزیک و شیمی و بیولوژی و اقتصاد و دیگر علم هایش هم باید ریاضی باشد. به عبارت دیگر با طرح ریاضی است که تکنولوژی جدید پدید می آید و جهان مسخّر می شود و مگر تکنولوژی کنونی صورتی از تحقق ریاضیات نیست. اصلاً کوشش برای یکی کردن منطق و ریاضی اثبات این قضیه بود که ریاضیات علمی در کنار علوم دیگر و مثلاً بالاتر از آنها نیست بلکه صورت همه علوم است.

داوری برخلاف نظر مشهور، در مورد تجربی بودن علم جدید گفته بود: مسلماً علم جدید تجربی است اما این علم قبل از آنکه تجربی باشد ریاضی است (کتاب «درباره علم» ، ص21) اما ریاضی بودن علم یعنی چه؟ او در کتاب درباره علم تصریح کرده بود که این بیان را نباید تکرار یا صرف تأیید گفته پلانک دائر بر اینکه علم اندازه گیری است تلقی کرد. در اینجا نظربه گفته گالیله است که خداوند جهان را با قلم ریاضی خلق کرد (ص24). اما اگر منظور ریاضی اندازه گیری نیست، پس چه چیزی در ریاضی با علم جدید پیوند بنیادین دارد؟ در این سمینار او منظور از سخن گالیله را با مهندس تلقی کردن خدا بیان می کند و در کتاب درباره علم در توضیح ریاضی بودن علم می خوانیم: تا غایت علم جدید به نظر نیامده بود، قواعد روش هم تنظیم نشد. به عبارت دیگر قواعد روش در زمانی تنظیم شد تسلط بر طبیعت و تصرف در موجودات منظور نظر قرار گرفت (ص22). بازهم ادامه می دهد: به قول ادگار مورن: به یمن روش است که علم پدیده ها را مجزا، جدا و گسسته و به عناصر کاهش می دهد (ص23) و در نتیجه حاصل طرح جدید فیزیک ریاضی این است که موجودات پیوند درونی و ذاتی با اجزای دیگر طبیعت ندارند(ص23). روشمند بودن علم با ریاضی بودن آن تناسب دارد و با مهندس نامیدن خدا. داوری در سمینار و در کتابش بیش از این نظر خود را توضیح نمی دهد. ما می توانیم بگوییم روش و ریاضی سبب می شوند بدانیم علم غایت تصرف گرانه پیدا می کند. گسسته دیدن طبیعت هم شاید توضیحی بر اهمیت استقرا در علم جدید باشد. به قول داوری: اینکه متقدمان به روش قیاسی بیشتر اهمیت می دادند و در دوره جدید به استقرا اعتنا کرده اند بی وجه نیست (ص22).

***

این نحوه تحلیل علم جدید نشان می دهد که چگونه ضمن تفسیر خدا انسان خود در اداره جهان، جای خدا را گرفت و نیز این تحلیل نشان می دهد در دنیای مدرنیته علوم غیرتجربی با علوم تجربی تفاوتی در نسبت با دین و خدا ندارند.

 

  • رضا کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی