تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

۳ مطلب با موضوع «نقد نواندیشی دینی» ثبت شده است

  #عبدالکریم_سروش که در گذشته از منتقدان یهودستیزی یا تفسیر یهودی مدرنیته بوده است اکنون در فهم و تبلیغ یکی از بنیادهای مدرنیته یک اندیشه یهودی_مدرن را تبلیغ می کند. او اخیرا در سلسله جلسات #سلوک_دیندارانه_در_جهان_مدرن  که در آمریکا برگزار می شود گفته است اومانیسم (هیومنیزم) معنایی نزدیک به سپرده شدن دنیا به انسان دارد.

  • رضا کریمی

یکی از آیاتی که مستمسک توجیه وجود عقل انتقادی در دین قرار گرفته است آیه 17 و 18 سوره زمر است: فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه[1]: «به بندگان بشارت بده، آنان که سخن را گوش می دهند و تبعیت به احسن می کنند». تعبیر رایج این است که این آیه دعوت به شنیدن قول و بعد انتخاب نیکوترین آن می کند و این همان نقادی کلام است. در حالی که با تأمل در الفاظ و مقایسه با دیگر آیات قرآن می فهمیم که در اینجا سخن از تبعیت احسن است نه صرفاً تجزیه و تحلیل احسن.

البته ممکن است گفته شود که لازمه تبعیت احسن این است که ابتدا کلام و اقوال نقادی شوند. اما این قول با روح آیات قران و متن برخی آیات ناسازگار است. در همین سوره میخوانیم: وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ (زمر/55) آیا «ما انزل الله» را باید قبل از تبعیت احسن نقادی کرد؟ در روایات هم آمده است که و القول هو القرآن (البرهان، ج‏1، ص، 52). آیا یک دین دار می پذیرد آنگونه که دیگر متون را مورد نقادی فرار می دهد قرآن را هم نقادی کند؟

  • رضا کریمی

  یکی از آیاتی که نظریه دکتر ابوالقاسم فنایی مبنی بر تقدم اخلاق بر دین را به چالش می کشد ماجرای ذبح اسماعیل است و اکنون در دوسال اخیر این موضوع ذهن او و مخاطبانش را به خود جلب کرده است.

وی ابتدا در سال گذشته در مصاحبه ای با ایسکانیوز گفت: امر خداوند به ابراهیم مبنی بر ذبح فرزندش را امر امتحانی می داند نه امر واقعی و می گوید: «در آیاتی که پس از آیه ی بیانگر خواب ابراهیم آمده، قرینه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد کشتن فیزیکی اسماعیل مراد جدی خداوند نبوده است. چنان که در قرآن آمده است، زمانی که ابراهیم در صدد قربانی کردن اسماعیل برآمد و پیش از آن که موفق به انجام این عمل شود، خداوند به او خطاب می‌کند و می‌‌گوید: «لَقَد صَدَّقتَ رُؤیاکَ». یعنی تو از دستوری که در خواب دریافت کردی، اطاعت کردی. اگر مراد جدی خداوند کشته شدن فیزیکی اسماعیل بود، این سخن معنا نداشت، زیرا در این صورت امتثال فرمان خداوند فقط وقتی محقق می‌شد که اسماعیل، واقعاً در عالم طبیعت قربانی شده باشد. پس به نظر می رسد مراد جدی خداوند، نه کشتن فیزیکی اسماعیل در عالم طبیعت بوده که اخلاقاً قبیح است، بلکه کشتن او در عالم معنا بوده، که اخلاقاً قبیح نیست» (فنایی، 1393).

نقد وارد بر این ادعا این بود که بر فرض اثبات اینکه بپذیریم امر الهی امتحانی است نه واقعی و نیز بپذیریم تصریحی بر فرمان الهی مبنی بر ذبح فرزند وجود ندارد آیا همین مقدار امتثال امر هم اخلاقاً قبیح نیست؟

  • رضا کریمی