تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

#فیلم_پیانیست داستان یک یهودی سربه زیر به نام اشپیلمن است که در #ورشو اشغال شده به شدت توسط #نازیها رنج می کشد و همه عزیزانش را از دست می دهد. نهایتا یک #افسر_نازی که به خدا اعتقاد دارد پس از شنیدن نوای پیانوی اشپیلمن، او را مخفی نگه می دارد و نجات می دهد. بر این اساس پیانیست جدا از صحت قصه #هولوکاست و مظلومیت یهودی ها، #فیلمی_درباره_خدا است. اساسا یهودیان در مسئله هولوکاست موضوع عدالت خدا و ایمان را تحلیل می کند و این فیلم هم خالی از این موضوع نیست. معروف است که روی دیوار یکی از بازداشتگاه‌های #آلمان_نازی نوشته شده بود: «اگر خدا وجود داشته باشد، باید برای بخشایش به پایم بیفتد». این اعتراض علیه خدا به فلسفه یهودی هم کشیده شد: تعبیر خسوف یا #کسوف_خداوند متعلق به یک فیلسوف یهودی به نام #مارتین_بوبر است. او با الهام از تعلیمات یهودی و اتفاقاتی که در جهان مدرن افتاد مانند هولوکاست (که یهودیان بازمانده میگفتند آنجا خدا خوابیده بود که به داد ما نرسید) ، برای توجیه بعضی از بدکاری هایی که آدمیان می کنند، به طور کلی می گوید اوضاع جهان اینطور است؛ و به قول #عبدالکریم_سروش تصور کن خدا خفته است! یهودیان چند بار توسط خداوند به بلایایی مانند سرگردانی در بیابان دچار شدند. آیا هولوکاست می تواند یک بلا باشد یا اساساً یک افسانه است تا تصور مردم از خدا را تغییر دهد؟ آیا هولوکاست می تواند مجوزی برای ارائه تفسیر #خدای_دست_بسته و #خدای_خوابیده باشد؟

#رومن_پولانسکی با فیلم تأثیرگذار خود داستان عجیبی از نقش خدا در زندگی تصویر کرده است. نوع داستانی هم که انتخاب کرده بیشتر خواننده را به فکر فرو می برد. می گویند #استیون_اسپیلبرگ سالها قبل تلاش کرده بود تا نظر پولانسکی را برای ساختن #فهرست_شیندلر  جلب کند، اما او قبول نکرد پس اسپیلبرگ خودش آن را ساخت. شاید به دلیل اینکه داستان شیندلر روایت شخصی بود که نجات افراد را از Holocaust# سازماندهی می کرد، در حالیکه پولانسکی با توجه به تجربه اش می دانست که تقدیر و شانس نقش غیر قابل تصوری را در سرنوشت اکثر نجات یافتگان بازی می کرد. اما آیا داستان #پولانسکی نهایتاً ایمان به خدا را تقویت می کند یا تضعیف؟ پاسخ به این پرسش راحت نیست. باید به اواخر فیلم نگاهی بیندازیم. وقتی اشپیلمن به افسر نازی می گوید «نمیدانم چطوری ازت تشکر کنم»، افسر نازی پاسخ می دهد:« از خدا تشکر کن، اون باعث میشه که ما زنده بمونیم». اما بعداً که در اسارت شوروی همان افسر نازی به کمک پیانیست نیازمند می شود، اشپیلمن نمی تواند او را پیدا کند و این فداکاری نمی تواند او را نجات دهد و در تبعید سیبری می میرد! در این فیلم بیشتر از اینکه یهودی را خدا نجات دهد این هنر موسیقی و انگشتان پیانونواز اوست که نجاتش می دهد. همان پیانویی که فیلم با آن تمام می شود. حتی یهودی درباره خدا ساکت است و نازی از خدا دم می زند. آیا پولانسکی هم می خواهد بگوید: خدا خوابیده، خودت خودت را نجات بده؟

#لاتأخذه_سنه_و_لانوم

#قالت_الیهود_یدالله_مغلوله

  • رضا کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی