تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

پرسش های میلاد دخانچی  درباره نظریه اقتصادی علیرضا پناهیان مسئله قابل تأملی است. با تأمل در قرآن و روایات می فهمیم مسئله مردم یک موضوع اساسی و تعیین کننده در مدیریت و حکومتداری است اما آیا آنچه که در اندیشه لیبرال آمده با پیشنهاد مردمی کردن اقتصاد قرابت دارد؟ این موضوع چقدر با ولایت مداری در سیاست هماهنگی دارد؟

دخانچی معتقد است مباحث اخیر پناهیان درباب کاهش تصدی دولت را باید یک قرائت جدید از «حکومت اسلامی» قلمداد کنیم. هر چند در سالهای اخیر اراده ای برای مردمی کردن ساختارهای مدیریتی ظهور کرده است و رسما در سیاستهای اصل ۴۴ بیان شده است و طرح این مسئله نه از باب مبانی اسلامی و نه از نظر سیاستهای کلی نظام‌تازگی ندارد. علوه بر این پناهیان به تازگی مسئله مردمی کردن اقتصاد را مطرح نکرده است و در گذشته هم به این مسئله اشاره کرده است.

پرسش مهم این است که طرح مسئله چقدر با خودآگاهی تاریخی تبیین شده است و آیا خصوصی سازی که پدیده ای مدرن است با مردمی سازی یکی است؟

پناهیان از لزوم تغییر وضعیت حکمرانی کنونی به آنچه او «مردمی شدن اداره جامعه» می‌خواند صحبت به میان آورده و  با ارائه آیاتی از قرآن، مردم و نه حاکمان را مسئول اجرای عدالت می‌داند و دولت‌مردان را نیازمند مردمی توانمند معرفی می‌کند. پناهیان در واقع در قرائت جدید خود نقش امامت را به جای حاکم و مجری و اداره کننده، مربی و راهنما و ناظر بر اداره مردمی جامعه تصور می‌کند. دخانچی می گوید پناهیان حربه‌های عرفی نظیر قانون، تشویق‌های سازمانی و  تکنیک‌هایی که به شفافیت و کارآمدی مدرن منجر می‌شود را امری پسندیده می‌شمارد و اداره اقتصادی لیبرال هلندی و حتی ترکی را به عنوان الگوی نسبی می‌پذیرد و از اهمیت کاهش دخالت و شبانی دولت در امور مربوط به زندگی مردم حرف میزند.

پناهیان مسئله مردمی کردن ساختارها را مطرح کرده است و دخانچی نگران تناقض های مدرنیته با درک برخی انقلابیون از اسلام فقاهتی سیاسی است که در سرمایه داری و‌ لیبرالیسم و دموکراسی و کاهش تصدی گری در فرهنگ خود را نشان می دهد. او‌همچنین بین این  سیاست مردمی با  تصویرسازی ولایی از حکومتداری هماهنگی نمی بیند.

به عبارت دیگر پرسش مهم این است که پیامدهای فلسفی و اجتماعی نظریه پردازی در موضوع کاهش تصدی گری دولت چقدر مدنظر است؟

دیدگاه اسلام در مورد مردم مانند آنچه در عهدنامه مالک اشتر آمده همچنان در ساحت اجمال مانده و بنیادهای غرب مدرن هم همچنان نیازمند به تفکر است. با تأمل در قرآن و روایات می فهمیم مسئله مردم یک موضوع اساسی و تعیین کننده در مدیریت و حکومتداری است اما آیا آنچه که در اندیشه لیبرال آمده با این تفکر قرابت دارد؟ این موضوع چقدر با ولایت مداری در سیاست هماهنگی دارد؟

در متون دینی مردم مظهر تقدیر و اراده الهی هستند ولی در اندیشه لیبرالیسم فردگرایی مهم است. والی باید ظرفیت مردم را در نظر بگیرد و حقوق آنها را مراعات کند نه اینکه از آنها اطاعت کند. آنکه مردم اندیش تر است بیشتر می تواند سنن صالحه را رعایت کند. ولی در نگرش لیبرال بیشتر از اینکه بر «عدالت» و «هماهنگی امور» تأکید شود بر «آزادی» و «فردیت» تأکید می شود. 
این پرسش ها هم ما را بیشتر به این دو مسئله نیازمند می کند و نشان می دهد ما همچنان به اندیشه نیازمندیم. وقتی در طرح نظریات جدید به مقایسه آن با نظریات رقیب نپردازیم در هنگام تفصیل و ظهور پیامدهای نظریه پردازی دچار تضادها و تناقضات مشکل آفرین خواهیم شد.

 

* عکس مطلب از برنامه قدیمی تلویزیونی گره است و با مباحث اخیر چند سال فاصله دارد.

  • رضا کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی