تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

شهید آوینی در جایی گفته بود من تعبیر سینمای اسلامی را نمی پسندم. عده ای از نزدیکان و شارحان اندیشه او نتیجه گرفته اند که او سینمای اسلامی را قبول نداشت و این نتیجه گیری درباره سید شهیدان اهل قلم غریب است. اکنون چه باید گفت؟

تنها راه این است که در این موضوع متفکرانه وارد شویم.

در مورد سینمای دینی/اسلامی چند نظر هست:
برخی با نگاهی ساده معتقدند با مضمون و محتوای دینی سینما اسلامی می شود.
برخی که کارنامه تاریخ سینما را دیده اند نتیجه گرفته اند سینما شیطانی است و مسلمان شدنی نیست.
 برخی دیگر نظر قبلی را تکمی و اصلاح می کنند و می گویند سینما با محتوا اسلامی نمی شود بلکه به فرم و تکنیک هم نیاز است و سینما شیطانی است ولی می توان شیطان را تسلیم کرد. سلیمان شیاطین را در خدمت خود قرار داد: وَ مِنَ الشَّیاطینِ مَنْ یَغُوصُونَ لَهُ وَ یَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِکَ وَ کُنَّا لَهُمْ حافِظینَ (انبیاء82)
برخی نگاه ذات انگارانه را نمی پذیرند و می گویند سینما در فرم و مضمون باید اسلامی باشد و صرفاً با یک محتوای دینی صفت دینی برای سینما محقق نمی شود اما می توان به یک هماهنگی در فرم و مضمون رسید هرچند فعلا سینما یک اسب سرکش است که به راحتی به متدینین سواری نمی دهد.
در نگاهی دیگر می توان گفت بر اساس بینش قرآنی همه بر اساس شاکله اش عمل می کنند: کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ (اسراء84) و سینما هم شاکله ای دارد که بر اساس جو غالب مدرنیته شکل گرفته است اما این شاکله قابلیتهای کشف نشده دارد. کشف قابلیتهای کشف نشده سینما را با تعبیر تصرف در تکنیک و جوهر سینما بیان کرده اند.
رفتار سینما با دین نهایتاً شبیه رفتار شرق شناسان است. شرق شناسان از دور و مانند یک متعلق پژوهشی با دین برخورد کردند نه اینکه خود سالک و زائر دین شده باشند. در سینما هم سینماگر لازم نیست سالک دینی باشد بلکه نهایتاً یک گزارش گر منصف از وقایع دینی است. اما دین صرفاً در وقایع دنیوی و در کتابها و الفاظ نمی گنجد. دین اوقات خوش عبودیت است که تاکنون با زبان سینما به وصف نیامده است.
آیا شهید آوینی با سینمای اسلامی موافق نبود؟ از یادداشت های آوینی برداشت های مختلفی می شود. او در یادداشت «فرزندان سینما در برابر عرصه های تجربه نشده سینما» پنج مشکل سینما را توضیح می دهد.  او در یک مصاحبه می گوید: من  تعبیر سینمای اسلامی را دوست ندارم. ذات سینما اسلامی نشده که شما بگویید سینمای اسلامی» (کتاب «مرتضی و ما»، 133). اما او به دنبال به خدمت در آوردن سینما است و می گوید: «سینما شاید آنچنان که هست مسلمان شدنی نباشد، اما می توان آنرا به خدمت اسلام گرفت و این وظیفه ای است گران بر گرده ما.». منظور از به خدمت اسلام گرفتن چیست؟ آیا این خدمت موقت و اضطراری است یا تغییر در شاکله و ماهیت سینماست؟ او می گوید برای آنکه سینما در خدمت اسلام در آید،باید حجاب تکنیک سینما خرق شود. شاید هنوز ابهام رفع نشده باشد. به نظر می رسد منظور از خرق حجاب تکنیک، رسیدن به یک شاکله تازه است نه صرفا کسب تقوا در سینماگر:
«ما خود را بی نیاز از تجربیات غربی ها نمی دانیم، اما برای این تجربیات شأنی متناسب با آنها قائلیم. ما چاره ای نداریم جز آنکه سینما را یک بار دیگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا کنیم. ما باید قابلیتهای کشف ناشده سینما را در جواب به فرهنگ و تاریخ خویش پیدا کنیم... و چه کسی می تواند ادعا کند که سینما دیگر قابلیتهایی ناشناخته ندارد؟» (آینه جادو، ص۳۱). 
برخی می گویند سینما هنر هفتم است و جامع هنرهای قبل از خود است اما سینما جامع هنرها نیست بلکه دیگر هنرها را در خدمت تصویر در می آورد. شعر و ادبیات و دیگر هنرها می توانستند بدون حضور در ترکیب هنری سینما مظهر بیان رازهایی از عالم باشند. تصویرگرایی صفت یهودی سینماست که عادتا انسان را از خدا دور می کند. ذات سینما رؤیتی بودن است ( و تعبیر شیطانی سوءتفاهم برانگیز است). گرچه شیطان از طریق انکار «رؤیت نشدنی» ها به‌وسیله سینما از معنویت دور می کند؛ همانطور که با بنی اسرائیل خواستند خدا را رؤیت کنند. هر چند چنانچه اشاره شد اگر هم سینما شیطانی باشد قابلیت تسلیم و به کارگیری دارد.

  • رضا کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی