تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

تفکر توحیدی

وبلاگ هزار و یک حرف

این وبلاگ تلاشی برای تبیین تفکر توحیدی است

کانال تلگرامی رضاکریمی
https://telegram.me/karimireza1001

دیگر نوشته ها و اظهارات من

  ماه رمضان سال ۱۳۸۴ بود که به «گفتاری در معنی توحید از نظر قرآن» در جلد ششم المیزان  برخورد کردم. علامه طباطبایی به بهانه بیان علت مخالفت قرآن با تثلیث بحثی مستقل و عمیق را شروع کرد. با خواندن این متن نوعی کشش به سمت مباحث توحیدی را در خودم احساس کردم. از آنجا که بحث روایی این گفتار خطبه های عمیق و‌توحیدی نهج البلاغه را شرح کرده بود بعد از آن شروع به خواندن کامل نهج البلاغه کردم. بعد از این سلسله یادداشتهای «خدا و دیگر هیچ» را نوشتم. این تازه آغاز راه بود. من که تا قبل از این یک آدم مذهبی معمولی بودم، اکنون احساس می کردم که تا به حال هدف خاصی نداشتم و از حالا به بعد یک فرمان مرکزی برای راه زندگی دارم...
اکنون بعد از سالها که برای سومین بار دوره خواندن المیزان را شروع کردم دوباره به این‌نقطه عطف رسیدم. آن روزها این جمله که خدا نامحدود است ذهن و قلبم را گرفته بود اما اکنون بیشتر این گفتار را می فهمم و بعد از این رفت و برگشت می فهمم که وسع وجودی من زیاد شده و معانی دیگر مثل احد و صمد و واحدالقهار را هم فراموش نمی کنم.
با این دوباره خوانی باز هم می فهمم هر کس به اندازه ظرف خود می فهمد و متون لایه های پنهان دارند...
پس باید مدام بگویم:
رب زدنی علما
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد از اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک ‌رحمه انک انت الوهاب

 

***

بعد از یادداشت/خاطره درباره توحید قرآنی، گفت‌وگویی بین من و یکی از اساتید شکل گرفت که خواندن آن خالی از لطف نیست:👇

 

دکتر:

... به نظر میرسه واقعا هر کسی به یک نقطه عطف یا همان توفیق نیاز داره. که البته شاید در زندگی چند بار تکرار شود و برای عده ای کم رنگتر و برای عده ای اصلا اتفاق نیفتد

رضا:

نقطه عطف واقعا مهمه

دکتر:

به نظرم  دو عنصر توفیق و پیر به این مفهوم نزدیکن

رضا:

بله👌

دکتر:

نمیدانم چقد تلاش شخص برای این نقطه عطف مهمه. و چقد اساسا به دست خود آدم نیست

رضا:

قبلا در شب قدر گفتم‌ زندگی بازی ماروپله است

انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا

دکتر:

آخه مساله اینجاست که این مار و پله ها را هر کس و در هر وقت نمیبینیم.

به نظرم میرسه بعضی افراد از ابتدا گیرنده های معنویتشان قوی است و برخی خیر

رضا:

بله همین ندیدن کفر نعمت است

دکتر:

کفر،نعمت، ...اینها همه بینشاهایی هستند که نصیب آدمها میشه و برای برخی در حد مفهوم باقی می مونند

رضا:

اینها قاعده آفرینش هستند ولی برای برخی نامگذاری نشدند

دکتر:

خوب منم همینو میگم به نظرم همچنان که در امور مادی امور تقدیر شده اند. در معنویات هم همینجوره.

رضا:

در واکنش مناسب مطابق وسع به این‌تقدیر ما اختیار داریم. اسم این واکنش در اسلام شکر/کفر است

منم خیلی به این موضوع تقدیر و‌نقاط عطف فکر کردم

دکتر:

بله من منکر اختیار نیستم. اما زمین  و زمینه های اختیار به دست ما نیست.

رضا:

بله

ما در اختیار مجبوریم! پس مختاریم!

دکتر:

من مدتی زیاده که فکر می کنم حد اقل برای شخص خودم نقطه عطف دیگه تو کتابها و مفهوم ها نیست. احساس میکنم باید معاشرتی و صحبتی و مرادی مواجه بشم

بخاطر همین این طلب در جانم زنده شده.ولی زمانه ما ظاهرا ولی پرور نیست. یا بسیار دشوار است که به ایشان دسترسی داشته باشیم

رضا:

نقاط عطف بسته به اشخاص متفاوتند فقط باید هیچ چیزی را تحقیر نکنیم

اولیای خدا بین مردم مخفی شدند

چیزهای بزرگ را خدا در چیزهای کوچک مخفی کرد...

دکتر:

بله.دعا بفرمایید چشم ولی بین نصیب شود

رضا:

موسی در طلب خضر بود ولی در مجمع البحرین ساده از کنارش گذشت

التماس دعا

  • رضا کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی